« بر » به جاى « از » ، مانند : « چيزى از عجايب روزگار بر ما ديدى ؟ » ؛
- « نمودن » و « عرضه داشت نما » غالبا به جاى « كردن » به كار رفته است ، مانند :
« آمد و شد نمود » ، « خريد مىنمود » ، « عرضه داشت نما » ؛
- گاه صفت را با « ياء » براى افادهء مبالغه تركيب كرده است ، مانند : « بيشترى از اطبا از تداوى آن عاجز گشتند » ؛
- ادات پرسش را با « ياء » تركيب كرده و صفت نسبى ساخته است ، مانند : « از اينها در فضل هيچ كدامى نمىبينم » ؛
- در بسيارى مواضع ، به مناسبت ، فعل متعدى را باز متعدى كرده است ، مانند :
تعيين كنانيد ، دهانيد ؛
- حرف نفى در بعضى مواضع از فعل جدا شده است ، مانند : نه كرد ( نكرد ) ، نه آرد ( نيارد ) ؛
- از تركيب صفت با پسوند « انه » صفت نسبى ساخته است ، مانند : وزيرانه يعنى منسوب به دستگاه وزير ، در خور وزير ؛
- در مواضعى در جمله فارسى از مصادر عربى ، گاه در غير معناى رايج ، استفاده كرده است ، مانند : « چون برمك به حد بلاغت رسيد » ، « مدخل در پيش تخت پادشاه عظيم دشوار بود ؛ كه به ترتيب به معناى بلوغ و ورود به كار رفته است ؛
- چنانچه هميشه به جاى چنان كه به كار رفته است .
2 - لغات و تركيبات متن اخبار برمكيان نيز جالب توجه است و بعضى شيوا و بليغ و بلكه بديع است . از جمله مىتوان به اين لغات اشاره كرد :
- سر تابان به معناى شورشيان ، طاغيان .
- فراهمى به معناى التيام زخم ، بسته شدن .
- وزيرانه به معناى در خور وزير ، منسوب به وزير .
- شور كردن به معناى غوغا و فرياد كردن .
- چيده به معناى برگزيده ، دستچين شده .
- انگيز به معناى تحريك ، واداشتن به كارى .
- غصّه شدن به معناى اندوهناك شدن .
- غلط خوردن به معناى اشتباه كردن ، كار ناصواب كردن .
- بذل گفتن به معناى سخن پيش پا افتاده ، مزاح كردن .
تاريخ برمكيان ( فارسى ) — صفحة 23
مساهمون: سيد صادق سجادى
ص٢٣