گبرى و دين « 1 » آتشپرستى بود . مدتى بر آن بگذشت « 2 » . بارى تعالى او را پسرى داد ، خالد نام كرد « 3 » . او را هنرهاى بسيار آموخت و او خردمندتر از پدر شد .
حق جلّ و علا او را اسلام روزى كرد . دين حنفى در نظر او جلوه كرد و آن دين اختيار نمود « 4 » . در عهد وليد عبد الملك ، كه پادشاهى « 5 » بس بزرگ بود ، پر و بال گرفت و ميان اهل اسلام اعتبارى تمام يافت . گويند خالد بن برمك به مكارم « 6 » اخلاق يگانهء عهد بود و در شعر و فضل و ادب و دبيرى از استادان گوى سبقت ربوده بود و يگانهاى در عالم ظاهر شد . پيش وليد عبد الملك ذكر او بسيار كرده بودند و اين وليد شرق و غرب گرديده بود . از تغا « 7 » خراج ستد و چندين « 8 » پادشاهان در ركاب او مىرفتند و مايدهء حضرت سليمان عليه السّلام به روى كار آورده بود . در دمشق مسجد جمعهاى بنا كرده است كه در ربع مسكون مانند آن مسجدى كس نشان نداده « 9 » . غرض آن است كه چون دولت مروانيان در چندگاه سپرى شد و علم دولت عباسيان افراشت ، خالد قصد خدمت ابو جعفر دوانقى كرد . و اين ابو جعفر دويم خليفهء عباسيان است و برادر ابو العباس سفاح بود و در كار جهاندارى و جهانبانى در همه خلفاى عباسى همچون اويى « 10 » نبود و جهان را ، كه زير و زبر مروانيان و ظلم و تعدّى « 11 » ايشان شده بود ، چنان ضبط كرد كه خلق انگشت حيرت به دندان گرفت . و چون خالد برمك به خدمت او پيوست و آثار و علامات اصابت رأى و تدبير در او مشاهده مىكرد ، خالد را در پيش تخت خلافت متمكّن و محتشم گردانيد و صاحب مشورت ملك ساخت و خواست كه بغداد را شهر كند و بناى نو نهد و دار المحل « 12 » كند . با خالد مشورت كرد . خالد « 13 » اين رأى بپسنديد و بغداد را مدينة السلام نام شد ، از آنچه بغ نام بتى بوده است ؛ بغداد از آن جهت
هامش
( 1 ) . ك : و از دين .
( 2 ) . اساس ، ك : دين آتشپرستى درگذشت .
( 3 ) . اساس : بود .
( 4 ) . يعنى خالد بن برمك افتخار گروش به اسلام يافت و مسلمان شد .
( 5 ) . ك : پادشاه .
( 6 ) . ك : - مكارم .
( 7 ) . چنين است در اساس ، ل . ك : كفا . جمله نامفهوم و ناقص است .
( 8 ) . اساس : چنين .
( 9 ) . ك : + و اعتقاد سنيان نداشته .
( 10 ) . اساس : او .
( 11 ) . ك : ظلم ايشان و تعّدى .
( 12 ) . ك : + آنجا .
( 13 ) . اساس : - خالد .