مررت على دار لظمياء باللوى * و دار لليلى إنّهنّ قفار
فقلت لها يا دار غيرّك البلى * و عصران ليل مرّة و نهار
فقالت نعم افنى القرون التى مضت * و انت ستفنى و الشباب معار
لئن طلن ايام بجزوى لقد اتت * علّى ليال بالعقيق قصار
و يا
مررت على ربع ليحيى بن خالد * و باطنه يشكوا الخراب و ظاهره
فكادت مغانيه تقول من البلى * سائلها عن اهلها مات عامره « 1 »
سمعانى از قريهاى در حوالى بغداد به نام برمكيه ياد كرده « 2 » كه شايد برمكيانى كه از خاندان وزارت نبودند و بدين نام شهرت داشتند منسوب به اينجا بودهاند « 3 » . در برازجان بوشهر در جنوب ايران نيز اكنون روستايى به نام برمك وجود دارد « 4 » .
در نزديك دمشق نيز جايى به نام برامكه هست « 5 » . غير از جوامع و مساجد ، آوردهاند كه يحيى بن خالد ، براى كودكان بىسرپرست مكتبخانههايى رايگان ايجاد كرده بود « 6 » .
4 - ديوانسالارى پس از برمكيان
نقش عظيم برمكيان در رهبرى دولت و ادارهء سرزمينهاى خلافت بر اساس سازمان ادارى و مالى و سياسى كه خود پديد آوردند و آن را بايد به مثابه طرحى نو در بسيارى از زمينههاى ساختار سياسى و ادارى حكومت تلقّى كرد ، چنان بود كه سقوطشان بىگفتگو خللهاى بزرگ در همهء شؤون دولت پديد آورد . البته اين بدان معنى نيست كه آنچه ايشان برآوردند نيز به زودى دستخوش زوال گرديد ، برعكس بايد گفت « مكتب ديوانسالارى » برمكيان توسط ديوانيانى كه مستقيما يا بواسطه ، تربيتشدگان همان مكتب بودند دوام يافت و تأثيرات مثبت خويش را با فراز و نشيبهاى حفظ كرد . نيز بايد متوجه اين نكته بود كه برمكيان خود نمايندهء نيرومند ديدگاههاى ايرانى در تمركز امور سياسى و اجرايى و بويژه مالى به شمار مىرفتند كه در مورد اخير ، اين تمركز از عصر
هامش
( 1 ) . ابن فقيه ، 445 .
( 2 ) . 2 / 181 .
( 3 ) . نك فصول بعد : برمكيان ، ديگر .
( 4 ) . فرهنگ جغرافيايى ايران ، ج 7 ذيل برازجان .
( 5 ) . بوآ ، 173 .
( 6 ) . محمّدى ، 147 .