ذكر ايالت امير سلطان مراد بن امير شاهى
امير سلطان مراد پادشاه خليق درويشنهاد و حاكم [ كم ] « 1 » آزار با دين و داد است « 2 » .
حلم « 3 » و حيا بر ذات با بركاتش غالب و به مصاحبت و مجالست ارباب فضل و كمال مايل و طالب . در زمانى كه آقا محمد روزافزون در حيات بود ، آن جناب در ملازمت حضرت شاه عالمپناه به سر مىبرد و در مجالس بر جميع اكابر و اشراف عراق و خراسان مقدّم مىنشست و هر ساله مبلغ يكصد تومان تبريزى ، خزانهداران به جهت مدد خرج آن جناب از خزانهء عامره مىرسانيدند . در ايّام دولت امير عبد اللّه به يمن امداد و عنايت حضرت شاه دينپناه ، بر سرير ايالت و حكومت « 4 » مازندران متمكّن گشت و جز اين ترانه « 5 » حرفى بر خاطر عاطرش نمىگذشت .
شعر « 6 »
شكر خدا كه هر چه طلب كردم از خدا * بر منتهاى همّت خود كامران شدم
ذكر ايالت و حكومت حكّام رستمدار بر سبيل ايجاز و اختصار
ديگر از حكّام و ملوك مرضى السلوك دار المرز ، ملكان ولايت رستمدارند كه واقع است ما بين جيلان و مازندران . حكّام آن ديار ، نسب « 7 » خويش را به ملوك كيان كه عبارت از كيقباد و كيكاوس باشد مىرسانند و خود را از آن زمرهء عاليشأن مىدانند . و ولايت رستمدار [ از ] « 8 » ابتداى ظهور اسلام تا الان در تحت ضبط و تصرّف اين طبقهء رفيعمكان انتظام دارد و به سبب متانت و استوارى آن محل و بسيارى جبال راسخة البنيان « 9 » و دشوارى طرق ، دست هيچ پادشاه كشورستان غدّار
هامش
( 1 ) . ب : ندارد .
( 2 ) . ت : بود .
( 3 ) . ت : خصلت حلم .
( 4 ) . ت : ولايت .
( 5 ) . ت : طراز .
( 6 ) . ت : « شعر » ندارد .
( 7 ) . ت : نسبت .
( 8 ) . ب و ت : ندارد .
( 9 ) . ت : قلاع رفيع البنيان .