تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
شعر
اى همه هستى ز تو پيدا شده * خاك ضعيف از تو توانا شده
زيرنشين علمت كاينات * ما به تو قايم چو تو قايم به ذات
هستى تو صورت و پيوند نه * تو به كس و كس به تو مانند نه
ما همه فانى و بقا بس ترا * ملك تعالى و تقدّس ترا
چارهء ما ساز كه بىياوريم * گر تو برانى به كه روآوريم
قافله شد واپسى ما ببين « 1 » * اى كس ما بىكسى ما ببين « 2 »
حضرت شاه خلافت‌پناه بعد از تضرّع و زارى كه به درگاه حضرت بارى جلّ ذكره و عظم برهانه ، نموده بود از نواحى سلطانيّه كوچ نموده به طرف درگزين « 3 » روان شد و خواندگار روم با سپاه قضا هجوم در چمن سلطانيّه نزول نموده آن حوالى و نواحى را به جاروب نهب و غارت پاك برفتند . چون در جميع احوال تأييدات الهى و عنايات نامتناهى ، ناصر و معين ذات عديم المثال حضرت شاه خلافت پناهى بود و اكثرى قضايا كه به حسب ظاهر در نظر عقل خلاف مقتضاى دولت و نقيض مصالح ملك و ملّت مىنمود ، به فحواى « الخير فيما صنع اللّه » « 4 » بر وفق اراده و مدّعاى خاطر همايون آن حضرت صورت مىبست . شعر
بسا رخنه كه اصل محكميهاست « 5 » * بسا انده « 6 » كه در وى خرّميهاست
بسا قفلا كه بندش ناپديد است * چو وابينى نه قفل است آن كليد است
از شواهد اين مواهب آنكه ، چون والى روم ، صحراى سلطانيّه را مضرب خيام عساكر نافرجام گردانيد ، خيال كشورگيرى و گيتىستانى در ضميرش رسوخ پذيرفته مىخواست كه مملكت عجم را ضميمهء بلاد روم گرداند و در رواج و رونق مذهب
هامش
( 1 ) . ب : بين . ( 2 ) . ب : بين . شعر از نظامى ، مخزن الاسرار ، تصحيح وحيد ، ص 11 . تذكرهء شاه طهماسب ، ص 32 . ( 3 ) . درگزين درجزين : شهرى بوده بين همدان و زنجان ( لغت نامه ) . ( 4 ) . شبيه به اين در امثال و حكم ، ج 1 ، ص 246 آمده است : « الخير فيما وقع » . ( 5 ) . ب : محكمهاست . ( 6 ) . ب : اندوه .