مقدّمه
به نام خداوند جان آفرين از آثار به جا مانده از دورهء صفوى ، تاريخ ايلچى نظام شاه دكنى « 1 » تأليف خورشاه بن قباد الحسينى در عرصهء تحقيقات تاريخى از جايگاه ويژهاى برخوردار است . اين اثر پيش از آنكه مورد توجّه مورّخان ايرانى قرار گيرد ، در ميان محقّقان ساير كشورها خاصّه در بين اروپائيان مقبوليّت پيدا كرده و همواره مورد استناد و استفادهء اهل فن بوده است « 2 » . پطروشفسكى از اين اثر به عنوان يك منبع مهم ياد مىكند و مىنويسد :
« اين تاريخ اگرچه به طرفدارى از سلسلهء صفويّه و مذهب تشيّع نوشته شده است ، ولى لحن آن معتدل است و حاوى مطالب فراوانى است كه در ديگر منابع ديده نمىشود » « 3 » . به راستى نيز چنين است . اگر چه خورشاه با لحن ملايم و آرام سخن رانده است ، ولى مطالبى كه دربارهء وضع اجتماعى ايران و ستمگرىهاى صوفى و
هامش
( 1 ) . اين اثر با عنوانهاى ، تاريخ قطبشاهيه و خلاصة التواريخ نيز خوانده شده است ( فهرست نسخههاى خطى فارسى ، ج 6 ، ص 4103 ) .
( 2 ) . براى مثال مىتوان به گفتار چهارم از مقالهء ششم ( بخش ملوك طبرستان و مازندران . . . ) از تاريخ ايلچى نظام شاه اشاره نمود كه توسط شيفر با حواشى و تعليقات در سال 1885 در پاريس به چاپ رسيده است .
( 3 ) . تاريخ ايران ، ج 2 ، ص 463 .