شعر
ببوسيد و بس مهربانى نمود * بر آن آمدن شادمانى فزود
و امير خان را به سبب قتل سيّد محمد ميريوسف * از نظر شفقّت و اعتبار ساقط ساخته از منصب اتابكى عزل نمودند . آن جناب چند روزى در زاويهء ناكامى به سر مىبرد تا به مرض موت مبتلا شد ، امّا درميش خان در دار السلطنت هرات چون رايت استقلال برافراخت و پرتو التفات به حال رعايا و برايا انداخت ، جناب وزارت پناهى احمد بيك نورى كمال اصفهانى را جهت عرض سرانجام مهام « 1 » خراسان و التماس توجّه شاهزاده سعادت انتما « 2 » ، ابو النصر سام ميرزا به پايهء سرير اعلى روان گردانيد . احمد بيك بعد از وصول به درگاه عالم پناه [ 57 ] و عرض حال رعايا و برايا و استدعاى توجّه شاهزادهء گردون اعتلا ، فرمان جهان مطاع شرف اصدار يافت كه آن درّ درج سلطنت و سرافرازى متوجّه ذروهء عزّ و شرف خويش گردد و « 3 » امراى عظام خليفه محمد سلطان و سراج الدين بيك بهادر با فوجى از اهل جلادت و تهوّر در ركاب شاهزاده عزيمت نمودند . بعد از قطع مراحل و منازل در اواخر شهر شعبان سنهء ثمان و عشرين و تسعمايه [ 928 ] به نواحى هرات نزول اجلال واقع شد .
درميش خان با امرا و سپاه و اكابر و اشراف هرات به شرايط « 4 » استقبال قيام و اقدام نمود . شاهزادهء ذوى الاحترام در سوّم شهر رمضان المبارك به دار السلطنت هرات خراميده به عافيت و كامرانى روزگار مىگذرانيد .
ذكر كشته شدن ميرزا شاه حسين به دست شاه قلى ركابدار
چون رتبهء ميرزا شاه حسين بر مسند وكالت به درجهء اعلى رسيده بود و هر كمالى را البتّه زوالى در پى مىباشد ، چنان كه گفتهاند « اذا انتهى الامر الى الكمال عاد الى الزّوال » « 5 » .
هامش
( 1 ) . ت : مهمام .
( 2 ) . ت : انما .
( 3 ) . ت : از .
( 4 ) . ب : بزايطه .
( 5 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 90 .