تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2781

مساهمون:

ص٢٧٨١

مزدكيها

در اواخر سلطنت غباد مزدكيها كنكاشى ترتيب دادند كه شاه از سلطنت استعفا نموده آن را به يكى از پسرهايش فثاسوارسا « 1 » نام تفويض كند زيرا او وعده داده بود كه مذهب مزدك را رسمى نمايد ( اسم اين شاهزاده كيوس بوده و فثاسوارسا بايد تصحيف لقبى باشد بعضى تصور ميكنند كه كلمه پثشخوار « 2 » مازندران فثاسوار شده و فثاسوارسا بجاى پثشخوار شاه است ) غباد در ابتداء روى خوشى نشان داد و بعد از آن‌كه آنها را اغفال نمود بدستيارى پسرش خسرو ( انوشيروان بعد ) آنها را بجشنى دعوت كرد و بطوريكه خسرو ترتيب داده بود مزدكيان را در باغى يكايك كشتند ولى مزدك موفق شد كه فرار كند . فوت غباد در 531 بود اين شاه با وجود اينكه از جنگهاى خود با روم نتيجه نگرفت باز در حين فوتش يك ايران قوى براى اخلاف خود گذاشت چه جنگهاى ايران با روم برترى قواى جنگى ايران را بر قواى رومى نشان داد از طرف ديگر ضربتهائى كه غباد باقوام قوى و وحشى مثل خزرها و هياطله وارد آورد طورى آنها را ضعيف كرد كه خطر آنها براى ايران رفع شد اين مسئله براى ايران آن روزى اهميت زيادى داشت اما گرويدن او بمزدك از راه سياست و براى كاستن از نفوذ نجباء و روحانيين بود بعد كه غباد به مقصود خود رسيد بقلع آنها پرداخت مينويسند كه هيچيك از شاهان ساسانى به قدر او شهر در ايران بنا نكرده منجمله
هامش
( 1 ) -Phthasuarsas .عبارت لاتينى است يعنى بقاء اوضاعى كه قبل از جنگ بود مفصل است فقط دو كلمه اولى را استعمال مىكنند به عربى گويا ترجمه كرده‌اند : بقاء الشيى على ما كان . ( 2 ) - كوهى است از جبال البرز ما بين سارى و دامغان .