مبحث سوم خانواده در دورهء ساسانى
بطوريكه از كتاب دينكرت و سائر كتب مذهبى پارسيها و مورخين خارجه استنباط مىشود به ترتيب خانواده ايرانى در زمان ساسانيان از اين قرار است هيئت جامعه ايرانى روى دو چيز قرار گرفته خانواده و مالكيت خصوصى : زن نسبت به شوهر اطاعت محض داشت و ليكن با وجود اين بانوى خانه حساب ميشد و محترمتر از زنها در جاهاى ديگر مشرق زمين بود تعدد زوجات و داشتن همخوابهها از كنيزكهاى زرخريد يا زنهائيكه در جنگ اسير ميشدند در ميان نجباء شيوع داشت دختران را از طفوليت نامزد ميكردند و در سن 15 سالگى شوهر ميدادند تا بر عده خانوادهها بيفزايد زنهائيكه شوهر ميكردند پنج نوع بودند و هركدام اسمى داشتند زنهائيكه با اجازه پدر و مادر شوهر ميكردند موسوم به پادشاه زن بودند اولاد اينها در هر دو دنيا متعلق بخودشان بود زنى كه يگانه فرزند والدين بود اواگ زن ناميده ميد و بايستى مولود اول را بوالدين خود بدهد كه جاىگير او در خانواده پدر باشد پس از اينكه اين كار را مىكرد اين زن هم پادشاه زن يعنى زن ممتازه ناميده ميشد اگر پسرى كه به حد بلوغ رسيده بود قبل از ازدواج ميمرد و والدين او ميتوانستند جهيزى داده زنى را كه از خانواده بود براى مردى خاج از خانواده ازدواج كنند در اين صورت چنين زنى را سذرزن يعنى زن خوانده ميناميدند و نصف عده اولاد اين زن به خودش و نصف ديگر به متوفى اختصاص مىيافت زيرا عقيدهء داشتند كه در آن دنيا اين زن زن متوفى خواهد شد