باب اول - قسمت تاريخى
فصل اول - نظرى بجغرافياى پارت - نژاد پارتىها دودمان اشكانى
تذكّر
پارت در عهد قديم مملكتى بود ، كه اكنون آن را خراسان ناميم . داريوش اوّل در كتيبههاى بيستون و تخت جمشيد و نقش رستم ، چنان كه در جاى خود گذشت ، ( صفحات 1452 و بعد اين تأليف ) آن را پرثو ناميده و نويسندگان يونانى اسم اين مملكت را ، پارثيا « 1 » - پارثوآيا « 2 » نوشتهاند .
بنابر املاء اين اسم در زبان پارسى قديم و نظر باينكه يونانيها برحسب تلفّظى ، كه ايرانيهاى قديم از اين اسم ميكردند ، نام اين مملكت را با حرف تتا « 3 » ضبط كردهاند ، ميبايست پارت را حالا پارث بنويسيم و تلفّظ كنيم ، ولى از آنجا ، كه امروز ( ث ) و ( س ) بيك نحو تلفّظ ميشوند و چنين تلفّظ وجه اشتباه دارد ، چنان كه شنونده از لفظ ( پارث ) ( پارس ) ميفهمد ، ناچاريم ، براى احتراز از چنين التباسى بزرگ ، پارث را پارت بنويسيم و تلفّظ كنيم . از اين جهت است ، كه مؤلّف از املاء كتيبههاى داريوش راجع باسامى ، كه حتّىالمقدور در جاهاى ديگر اين تأليف رعايت كرده ، در اينجا منحرف گرديده .
وقتى كه بمدارك ارمنى تاريخ پارت رسيديم ، معلوم خواهد شد ، كه پارت را بالاخص پهلشاهسدان « 4 » ميگفتند و از اينجا منسوب بپارت را پهلوى يا پهلوانى .
بنابراين بايد عقيده داشت ، كه موافق موازين فقه اللغه پارسى پرثو ، اسم پارت بپارسى قديم ، بمرور زمان به پهلو مبدّل شده بود و پرث مشتق از پرثو به پهل . به همين
هامش
( 1 ) -Parthia .( 2 ) -Parthuaia .( 3 ) - تتارا حالا در زبانهاى اروپائى با( th )مىنويسند .
( 4 ) - يعنى پهل شاهستان .