تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1535

مساهمون:

ص١٥٣٥
حالا پارسيها همين ترتيب را مقياس احترام خود قرار داده‌اند : هرقدر مردمى دور تر است ، به همان اندازه محلّ حكومت و اداره كردن آن دور تر مىباشد ( جملهء آخرى هرودوت روشن نيست ، ولى مقصودش معلوم است . ميخواهد بگويد ، از ملل تابعه آنهائيكه نزديكترند ، از حيث برآورده شدن حوائجشان بيشتر مورد توجّه ميباشند و ضمنا مىرساند ، كه دولت ماد تقريبا يك دولت ملوك الطّوايفى بوده ، يعنى ممالك همجوار ماد بلا واسطه مطيع بوده‌اند و ممالك همجوار ممالك مزبوره - بواسطه و بدين نهج ، هرقدر مملكتى دور تر بوده ، واسطه‌هاى تابعيّت بيشتر تعدّد مييافته ) . پارسيها عادات اجنبى را زودتر از ساير ملل ميپذيرند ، لباس مادى ميپوشند زيرا آن را زيباتر از لباس بومى ميدانند و در وقت جنگ جوشن‌هاى مصرى بر تن دارند . از راه آشنائى همه نوع اسباب عيش را اقتباس ميكنند و بتقليد از يونانيها مرتكب عمل شنيع با پسر بچه‌ها ميشوند . هركدام از آنها چند زن عقدى دارد ، ولى عدّهء زنان غيرعقدى بيشتر است ( معلوم است ، كه مقصود هرودوت مردم طبقهء بالا است ، زيرا سواد مردم بقول اكثر مورّخين قديم زندگانى ساده و بىآلايش داشته‌اند ) . بهترين صفت را ، پس از رشادت ، پارسى در اين ميداند ، كه پسران زياد به دنيا آرد و باشخاصى ، كه بيش از سايرين زادوولد كرده‌اند ، شاه همه ساله هديه ميفرستد . به اولاد از سنّ پنجسالگى تا سنّ بيست فقط سه چيز ميآموزند : اسب سوارى ، تيراندازى و راستگوئى . زودتر از سنّ پنجسالگى اولاد نزد پدران خود نميروند ، بل در ميان زنان بزرگ ميشوند . جهت اين است ، كه اگر اطفال مردند ، پدران غصّه نخورند . اين عادت را من شايان تمجيد ميدانيم و نيز اين را ، كه شاه درباره كسى در ازاى تقصيرى در دفعهء اوّل حكم اعدام نميدهد . پارسيها هم خادمى را در ازاى يك تقصير نميكشند . فقط وقتى پارسى زهر غضب خود را مىريزد ، كه معلوم گردد ، مقصّر چند دفعه مرتكب جناياتى شده و ضررش بيش از خدماتى است كه كرده . گويند ، كه هيچگاه يكنفر پارسى پدر يا مادر خود را نكشته و ، اگر چنين قضايائى روى داده ، بطور روشن هميشه معلوم گرديده ، كه قاتلين
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1535 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )