كتاب خود موسوم به اكونوميك « 1 » نوشته ، كه مضمونش اين است ( كتاب مزبور فصل 4 ) : « سقراط با كرىتوبول « 2 » نامى در باب فن خانهدارى و اقتصاد صحبت ميدارد و او از سقراط ميپرسد ، كه بعقيدهء او چه ترتيبى بايد در اين راه پيش گرفت .
حكيم مذكور جواب ميدهد ( معلوم است ، كه كزنفون اطّلاعات و عقيدهء خود را از دهان سقراط اظهار ميدارد و مصاحبه شايد اصلا وجود نداشته ) : آيا باعث شرمسارى ما است ، كه تقليد از شاهان پارس كنيم ؟ اين شاه ، چنان كه گويند ، چون يقين حاصل كرده ، كه فن زراعت و لشكرآرائى دو فنى است ، كه از تمام فنون زيباتر است ، توجّهء خود را بهر دو بالسّويه معطوف ميدارد . . . . » بعد سقراط راجع بنظام شرحى را ، كه در صفحهء 1482 ذكر كردهايم ، ميگويد ، سپس در باب فلاحت و توجّه شاه پارس به اين امر بياناتى بدين مضمون مىكند : « علاوه بر اين ، شاه در بعض قسمتهاى ممالك خود بشخصه مسافرت كرده اوضاع را مىبيند و بقسمتهائى اشخاص معتمد را ميفرستد و اگر مشاهده كند ، كه در ايالتى زمينها داير و اشجار مثمر زياد است ، بوالى پاداش ميدهد ، كرسيهاى ممتاز به او مىبخشد و ولايتى را بايالت او ميافزايد و هرگاه معلوم كند ، كه ايالت كمجمعيّت و زمينها باير است و بداند ، كه اين اوضاع از جهت سختيهاى والى و اخلاق بد يا مسامحه و كوتاهى او است ، اين والى را تغيير داده والى ديگرى ميگمارد . در اينجا مسألهاى طرح مىشود : آيا شاه بدفاع ايالتى از دشمن بيش از آباد بودن آن اهميّت ميدهد ؟ رؤسائى ، كه شاه براى اين دو كار معيّن مىكند ، دو نفراند يكى بر اهالى كاركن حكومت كرده ماليات را وصول مىكند ، ديگرى بساخلوهاى مسلّح فرمان ميدهد . اگر قلعهبيگى بدفاع ايالتى ، چنان كه لازم است ، مراقبت ندارد ، رئيس اهالى و كارهاى فلاحتى بمركز اطّلاع ميدهد ، كه كار كردن ممكن نيست ، زيرا امنيّت نيست و ، اگر كوتوال امنيّت را خوب حفظ مىكند ، ولى باوجود اين زمينها دائر و آباد نيست ، كوتوال خرابى
هامش
( 1 ) -Economique .( 2 ) -Critobule .