اسرار شاهانشان را با نهايت صداقت حفظ ميكنند . نه با پاداشى ميتوان از آنها اين اسرار را بيرون كشيد و نه با ترس و تهديد . يكى از قوانين قديم شاهان آنها خاموشى را در اين مواقع به آنها امر كرده و مجازات متخلّف را قتل قرار داده .
بنابراين سخنچينى در نزد آنها بدترين جنايت است . پارسىها عقيده دارند ، كه اگر كسى برايش دشوار است رازدار باشد ، نميتواند هيچكار بزرگى را برعهده بگيرد ، زيرا خاموشى را طبيعت براى انسان از هرچيز آسانتر كرده » . بارى ، چون اسكندر نتوانست كشف كند ، كه داريوش در كجا است ، عازم تسخير غزه گرديد .
عزيمت اسكندر به غزه
اسكندر پس از تسخير صور بسردار خود هفستيون امر كرد با بحريهء مقدونى سواحل فينيقيه را طى كند و خود عازم غزه گرديد . در اينموقع كه بازيهاى يونانى در ايستم « 1 » شروع شده بود ، يونانيها سفرائى با تاجى از زر از طرف تمام يونان نزد اسكندر براى تبريك بهرهمنديهاى او فرستادند ، ولى بايد در نظر داشت ، كه چندى قبل از آن همان يونانيها از عدم پيشرفتهاى جنگ مقدونىها در صور مشعوف بودند ، زيرا اميدوار گشته بودند باينكه به زودى خودشان را از قيد مقدونيّه خلاص خواهند كرد .
محاصرهء غزه
غزه قلعهاى بود در كنار درياى مغرب بمسافت 150 ميل در جنوب صور . اين شهر از شهرهاى عمدهء فلسطين بشمار ميرفت و سفاين زياد و تجارت مهمّى داشت . نفس شهر به قدر دو ميل در ساحل امتداد مييافت و بر تپهاى بارتفاع 60 پا قرار گرفته بود . آريّان گويد :
« غزه بمسافت 20 استاد ( 3700 متر ) از دريا واقع و ته دريا در اينجا پر از لاى بود . براى رسيدن به شهر ميبايست از روى ماسه عبور كنند و اين كار اشكالاتى داشت .
كوتوال ( دژبان ) اين قلعه در اينوقت خواجهاى بود بهتيس « 2 » نام ( آريّان او را باتيس « 3 » ، ولى پلوتارك و ديودور و غيره بهتيس ناميدهاند ) . اين شخص نسبت بشاه خود بسيار صادق و باوفا بود و با ساخلو كمى خندقها و استحكامات وسيع را حفظ ميكرد » . شرح جنگهاى اسكندر را در اينجا چنين نوشتهاند ( آريّان كتاب 2 ،
هامش
( 1 ) -Isthme .( 2 ) -Betis .( 3 ) -Batis .