تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1306

مساهمون:

ص١٣٠٦
شدند ، چه واهمه داشتند ، كه قشون اسكندر در رسد ، پيش از آنكه سپاهيان براى جنگ حاضر شده باشند . نقشهء داريوش راجع بجنگى ، كه در پيش داشت ، چنين بود : خود داريوش ميخواست با قسمتى از سپاه ايران بلندى ميدان جنگ را اشغال كند و بكوشد ، كه از پهلوهاى دشمن گذشته پشت سر آن را بگيرد . قسمت ديگر سپاه مأمور بود ، كه از طرف دريا ، يعنى از طرف مخالف حمله كند ، تا مقدونيها از هرطرف در فشار باشند . علاوه بر اين اقدامات بيست‌هزار نفر كماندار مأمور بودند ، كه از رود پىنار ، كه بين دو لشكر حائل بود ، گذشته بمقدونيها حمله برند و ، اگر نتوانستند از عهدهء آنان برآيند ، بكوه عقب نشسته در نهان حركت كنند ، تا از پهلوى آخرين صف دشمن گذشته پشت سر آن را بگيرند . اين نقشه خوب بود ، ولى براى اجراى آن ميبايست قشون ايران ورزيده و داراى اطاعت نظامى باشد ، تا همه مانند فردى فرمان را اجرا كنند . امّا موافق آنچه از نوشته‌هاى مورّخين يونانى ديده مىشود ، اين سپاه عظيم ، كه افراد شجاع و دلير داشت ، نظم و ترتيب را فاقد بود و ديگر اينكه محلّ براى جنگ چنين سپاهى عظيم بهيچوجه مناسبت نداشت ، زيرا ، چنان كه گفته شد ، بواسطهء تنگى جا ايرانيها نمىتوانستند از فزونى عدّه‌شان استفاده كنند . ( ديودور ، كتاب 17 ، بند 33 - آريّان ، كتاب 2 ، فصل 4 ، بند 1 كنت‌كورث ، كتاب 3 ، بند 8 - پلوتارك ، كتاب اسكندر ، بند 26 ) .

ترتيبات جنگى طرفين

ايسوس كه شهرى از كيليكيّه بشمار ميرفت در كنار خليج اسكندرون واقع بود و جنگ اسكندر با داريوش در دشتى مجاور اين شهر روى داد . دشت مزبور از سمت شمال شرقى بتپه‌هائى و از طرف جنوب‌غربى بخليج اسكندرون محدود مىشود و مساحت آن تقريبا دو ميل است . بعضى مانند هلم « 1 » ( كتاب 3 ، صفحهء 239 ) اين مساحت را سه ميل نوشته‌اند ، ولى كالّيستن « 2 » مورّخ اسكندر ، كه با او بود ، عرض اين دشت را چهارده استاد يونانى ( 2570 مطر ) دانسته و پيدا است ،
هامش
( 1 ) -Holm , L . iii . p . 239 .( 2 ) -Callisthene .