تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1304

مساهمون:

ص١٣٠٤
شخصى مجهول سر آن را مهر كرده و بسرباز كريتى داده گفته بود آن را به صاحبش برساند . پس از آن چند روز گذشت و روزى سربازهاى كريتى در موقع حركت اين پارسى را كشتند و ، چون قضيّه دنبال نشد ، معلوم گشت ، كه قتل به حكم اسكندر روى داده .

تلاقى دو لشكر

بالاتر گفته شد ، كه اسكندر از كيليكيّه حركت كرده و از دربند سوريّه گذشته به ايسوس درآمد . بعد چنين اتفاق افتاد ، كه شبى كه اسكندر از دربند سوريّه ميگذشت ، همان شب هم داريوش در تعقيب اسكندر از دربند آمان « 1 » گذشت و در پشت سر اسكندر واقع شد ( اين دربند را با دربند سوريّه در ضمن وقايع لشكركشى كوروش براى جنگ با اردشير دوّم توصيف كرده‌ايم ) . ايرانيها از اين جهت ، كه پشت سر قشون اسكندر را گرفته بودند و قشون مقدونى از پيش دريا و از پس قشون ايران را داشت ، شك نداشتند كه مقدونيها فرار خواهند كرد و ، چون چند نفر از مقدونيهاى مجروح و مريض ، كه از قشون اسكندر عقب مانده بودند ، اسير گشتند ايرانيها در اين عقيده بيشتر راسخ شدند . موافق گفتهء كنت‌كورث ( كتاب 3 ، بند 8 ) اسرا را ايرانيها ناقص كرده و اردوى داريوش را به آنها نشان داده رها كردند ، تا بقشون اسكندر ملحق شده آنچه را ، كه از عظمت قشون ايران ديده بودند ، بيان كنند ( آريّان گويد كه اسراى مريض را كشتند ( كتاب 3 ، فصل 3 ، بند 1 ) ولى پلوتارك و ديودور راجع بناقص كردن اين اسراء ساكت‌اند و بنابراين بايد اين خبر را با احتياط تلقى كرد ، زيرا ، هر دو مورّخ مذكور در قرن اوّل ميلادى ميزيستند و بوقايع اين زمان نزديكتر بودند . ديگر اينكه درست‌نويسى پلوتارك معلوم است ) . پس از آن داريوش از رود پىنار « 2 » گذشته بتعقيب اسكندر پرداخت و اسراى مقدونى ، كه رها شده بودند ، باردوى اسكندر رسيده خبر دادند ، كه داريوش با كمال شتاب در تعقيب اردوى مقدونى است . مقدونيها اين خبر را در ابتداء باور نميكردند
هامش
( 1 ) -Porte Amanique .( 2 ) -Pinare .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1304 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )