تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1241

مساهمون:

ص١٢٤١
پس از اين نطق تمام سرداران با اسكندر در باب شروع كردن جنگ متفّق شدند و ، حتّى آنهائيكه پيشنهاد كرده بودند ، جنگ بتأخير افتد ، از اسكندر تمنّى كردند جنگ را تسريع كند . پس از آن اسكندر 9 روز را بتشريفات مذهبى ، بعدّهء 9 موز ( نه ربة النوع يونانى ) ، اختصاص داده جشنها گرفت و چادرى ، كه يكصد تختخواب در آن مىگنجيد ، براى دوستان و صاحب‌منصبان و نمايندگان شهرهاى يونانى برپا كرد ، ضيافتها داد ، قربانيها كرد و ، چون سپاه او كاملا بياسود ، در بهار 334 ق . م به طرف هلّس‌پونت روانه شد ( ديودور ، كتاب 17 ، بند 16 - كنت‌كورث ، كتاب 2 ، بند 1 ، 2 - پلوتارك و آريّان در باب اين مجلس و نطق اسكندر ساكت‌اند ) . اگر در نطق اسكندر دقت كنيم معلوم است ، كه بعض استنادات او مبنائى نداشته : سپهسالارى كلّ يونان را يونانىها بطيب خاطر به او نداده بودند ، بل بفشار اين سمت را از آنها گرفته بود و اصلا يونانىهاى اين زمان جوياى دوستى ايران بودند ، نه طالب جنگ و ستيز و ديگر سخن راندن اسكندر از توهيناتى ، كه ايرانيان به يونانيان در ازمنهء گذشته كرده بودند ، مورد نداشت ، زيرا سوختن سارد و معبد آن بدست آتنىها بر سوختن آتن بدست ايرانىها مقدّم بود و ديگر رفتار بىرويّهء ايرانيان در يونان هرچه بود ، باز بدرجهء شقاوتهائى ، كه اسكندر در تب كرد ، نميرسيد : ايرانىها نه شهرى را برانداختند و نه اهالى را برده‌وار فروختند . روشن است ، كه اين استدلالات ظاهرسازيهائى بوده تا ، صورت حق‌بجانبى بلشكركشى اسكندر بايران داده شود و جهات اصلى جنگ را از ثروت ممالك ايران و ضعف دولت آن بايد دانست . معلوم است ، كه شخصى جاه‌طلب و جوياى نام مانند اسكندر نميتوانست از اين موقع استفاده نكند و ، چون از نظر اسكندر و منافع او بنگريم ، حق با او بوده ، زيرا ، چون شهوت جهانگيرى غلبه كرد ، منطقى نبود ، كه اسكندر بگذارد قشون كارآزموده و ورزيدهء مقدونى - راحت‌طلب ، سست و فاقد روح جنگى گردد و داريوش هم فرصتى يافته ، به كارهاى ايران سر و صورتى بدهد .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1241 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )