كه خبر نزديك شدن فيليپ را آورده بود ، حاضر كردند و پس از آگاهى بر گفتههاى او وحشت و اضطرابى بزرگ همه را فرو گرفت . از ناطقين بر خلاف عادت ديرينه كسى جرئت نكرد پيشنهادى كند و ، باوجود اينكه جارچىها مكرّر ناطقين را ميطلبيدند ، كسى بر كرسى نطق صعود نميكرد . بالاخره در اينوقت ، كه سختى موقع همه را متوحّش و مرعوب كرده بود ، نظرها به دموستن نطّاق معروف آتنى متوجّه شد و او برخاست و پيش آمد و بمردم پند داد ، كه خود را نبازند . بعد پيشنهاد كرد ، كه رسولانى به تب فرستاده كمك باسيان را براى دفاع از آزادى بطلبند . وقت اجازه نميداد بساير شهرها رجوع كنند ، زيرا فيليپ ميتوانست در ظرف دو روز وارد شبهجزيرهء آتّيك گردد و ، چون راه او از باسى بود ، رسانيدن كمك به باسيان يگانه وسيلهء جلوگيرى به نظر ميآمد و نيز ، چون باسيان متّحدين فيليپ بودند ، آتنىها ميترسيدند ، كه مبادا پادشاه مقدونى آنها را بجنگ با آتنىها بكشاند و ميخواستند از اين واقعه هم جلوگيرى كرده باشند . مردم پيشنهاد دموستن را پذيرفته فرمانى را ، كه انشاء اين نطّاق بود ، صادر كردند و بعد خود دموستن به سمت رسالت عازم تب شد و بهرهمند گرديد .
آتنىها ، پس از اينكه ديدند باسيان حاضر شدهاند ، كمك كنند ، قوّت قلب يافته خارس « 1 » را با لىسيكلس « 2 » سردار قشون كردند . سپاه آتن به باسى رفت و تمام جوانانى ، كه شور جنگ داشتند ، در اين موقع با مردم ديگر آتن اسلحه برداشته و از عقب قشون روانه شده چابكانه خودشان را به خرونه « 3 » واقع در باسى رسانيدند .
باسيان هم ، چون سرعت عمليّات آتنىها را مشاهده كردند ، به آنها تأسّى كرده اسلحه گرفتند و به آتنىها ملحق شدند . امّا فيليپ در ابتداء ناطقى را ، كه پىتون « 4 » نام داشت و از حيث صداى رسا و سخن بليغ معروف بود ، بمجمع باسيان فرستاد ، تا در مقابل دموستن معارضه كند و نگذارد ، كه آنها در تحت اثر نطقهاى او درآيند ، ولى ، باوجود مهارتى ، كه پىتون در سخنگوئى داشت و داراى طلاقت
هامش
( 1 ) -Chares .( 2 ) -Lysicles .( 3 ) -Cheronee .( 4 ) -Python .