تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1153

مساهمون:

ص١١٥٣
حتّى در دربار بعضى ميگفتند ، كه اخس با اين زن در نهان روابطى دارد و شاه از اين قضيّه آگاه نيست . اردشير از اين نظر ، كه پس از فوت او واقعه‌اى ، مانند قضيّهء كوروش كوچك پيش نيايد ، مصمّم شد داريوش را ، كه 25 سال داشت در زمان حيات خود وليعهد كند و با اين مقصود به او اجازه داد تيار راست بر سر گذارد ( فقط شاهان ميتوانستند تيار راست بر سر گذارند ) . بعد پلوتارك گويد ( بند 32 ) رسمى است در پارس ، كه پس از اينكه وليعهدى معين شد ، او عنايتى از شاه درخواست مىكند و ، اگر موضوع درخواست پذيرفتنى باشد ، شاه نميتواند از قبول آن امتناع ورزد . داريوش از شاه درخواست كرد ، كه زنى را آسپاسى « 1 » نام به او بدهد . اين زن در فوسه واقع در ولايت ينيان از والدين آزاد تولّد يافته و داراى تربيت خوبى بود . شبى كه زنان بشام در منزل كوروش كوچك دعوت داشتند ، او نيز دعوت شده بود و رفتار و اطوار عفيفانه‌اش بقدرى جلب توجّه كوروش را كرد ، كه از آنشب ببعد او دلبستگى و علقهء خاصّى به اين زن يافته وى را در حرم خود پذيرفت و بر تمام زنان غيرعقدى خود مقدّم داشت . پس از جنگ كونّاكسا و فوت كوروش اين زن بحرم اردشير درآمده مورد محبّت او گرديد . بنابراين اردشير از درخواست داريوش مكدّر و ملول شد ، زيرا خارجىها بقدرى نسبت بزنان خود متعصّب‌اند ، كه نه فقط تكلّم را با زن غيرعقدى شاه خيانت بزرگى ميدانند بل از راهى ، كه گردونهء زن از آن عبور مىكند ، نميتوان گذشت . باوجود اينكه اردشير آتس‌سا دختر خود را بر خلاف قوانين پارس ازدواج كرده بود و با اينكه سيصد و شصت زن غيرعقدى داشت ، در جواب درخواست داريوش گفت ، ميتوانى اين زن را بحرم خود وارد كنى ، ولى به شرطى كه آسپاسى بطيب‌خاطر راضى شود . بعد زن را خواسته تكليف داريوش را به او گفتند و او بر خلاف انتظار شاه داريوش را ترجيح داد . اردشير تمكين كرد ، ولى چيزى نگذشت ، كه امر كرد آسپاسى را كاهنهء معبد اناهيتا كنند ( اين معبد در همدان بود ) و موافق قوانين اين معبد
هامش
( 1 ) -Aspasie .