تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1152

مساهمون:

ص١١٥٢
اوضاع داخلى اين شهرها چنان بود ، كه ولات ايران در ليديّه بكلّى سردرگم شده بودند ، زيرا اين منازعات و جنگهاى درونى بالاخره بغارت اهالى تمام ميشد و مستعمرات همواره رو به خرابى ميرفتند . بالاخره دولت ايران صلاح ديد ، كه امور شهرى را ، كما فى السّابق به خود اهالى شهر واگذارد ، ولى در هر شهر اركى ساخته ساخلوى در آنجا بنشاند ، تا دسته‌هاى ملّى و اشرافى بهم نيفتند . چنين بود احوال يونان و مستملكات يونانى ايران در آسياى صغير ، وقتى كه اردشير درگذشت .

مبحث پانزدهم جنايتهاى دربارى ، فوت اردشير ، خانواده و خصائل او

قتل داريوش

اردشير بقول بعض مورّخين قديم 360 زن عقدى و غيرعقدى داشت و ، چنان كه ژوستن گويد ( كتاب 10 ، بند 1 ) داراى يكصد و پانزده نفر پسر و دختر بود ، ولى اغلب آنها در زمان حيات او مرده بودند . از پسران او اسم چهار نفر در تاريخ باقى مانده : 1 - داريوش ، كه بزرگتر از همه بود . 2 - آرياسپ « 1 » . 3 - اخس « 2 » . 4 - ارسام « 3 » . سه پسر اوّلى از زن عقدى بودند و ارسام از زن غيرعقدى . اسم آخرى را پلوتارك چنين نوشته ، ولى ژوستن گويد ( همان‌جا ) ، كه او را آريورات « 4 » ميناميدند . اردشير ، چون بكهولت رسيد ، دريافت ، كه بين داريوش و اخس رقابتى راجع بتخت سلطنت موجود است . اين نفاق خانوادگى ، چنان كه پلوتارك گويد ( اردشير ، بند 31 ) ، درباريان را به دو دسته تقسيم كرده بود . آنهائيكه عاقلتر بودند ، عقيده داشتند ، كه پس از فوت اردشير پسر بزرگتر او داريوش بر تخت بنشيند ، چنان كه پس از فوت داريوش دوّم هم اردشير ولد ارشدش جانشين او شد ، ولى اخس ، كه تندخو و ناراحت بود ، طرفدارانى در ميان درباريان داشت و آتس‌سا دختر و زن اردشير را به طرف خود جلب كرده بوى وعده داده بود ، كه پس از فوت پدر ، او را ازدواج و ملكه كند .
هامش
( 1 ) -Ariaspes .( 2 ) -Ochos .( 3 ) -Arsames .( 4 ) -Ariorathe .