تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1074

مساهمون:

ص١٠٧٤
گذرانيدند . كزنفون گويد ( كتاب 4 ، فصل 3 ) در اين شب در خواب ديد ، كه پاهاى او در كنده است و ناگهان كنده پاره و او آزاد شد ، چنان كه ميتوانست بهرجا كه خواهد برود . در طليعهء صبح او نزد خيرىسف رفته خواب خود را براى او بيان كرد و سردار مزبور مشعوف گشت . بعد صاحب‌منصبان جمع شده قربانى كردند و نتيجهء قربانى از ابتداء مساعد بود . سپس سرداران و صاحبمنصبان بقسمتهاى خود رفته بسپاهيان گفتند غذا صرف كنند . هنگاميكه كزنفون مشغول صرف غذا بود ، دو نفر جوان دوان نزد او رفته گفتند ، وقتى كه ما مشغول جمع كردن هيزم بوديم ، تا آتشى روشن كنيم ، در آنطرف رود مشاهده كرديم كه پير مردى با زن و خدمه در درون سنگى كيسه‌اى پنهان ميكنند ، كه ظاهرا پر از لباس است . بعد آنها ، در حالى كه لباس نداشتند ، خنجرهاى خود را در دست گرفته در آب فرو رفتند و آب تا كمر آنها هم نميرسيد . از اين‌جا ميتوان استنباط كرد ، كه در اين محلّ گدارى هست ، كه سواره‌نظام دشمن بدان دست‌رسى ندارد . كزنفون پس از استماع اين خبر بشكرانهء اينكه خدايان گدارى براى آنها كشف كرده‌اند ، قدرى شراب به زمين ريخت و گفت شرابى هم به دو نفر جوان مزبور بدهند . بعد جوانان را نزد خيرىسف برد ، تا به او هم همان خبر را بدهند . پس از آن خيرىسف و كزنفون امر كردند ، كه سربازان باروبنه خود را ببندند و صاحب‌منصبان را جمع كرده در باب گذشتن از رود بشور پرداختند . قرار شد ، كه خيرىسف نصف قشون را بگذراند و نصف ديگر با كزنفون در اين‌طرف رود بماند و باروبنه پس از نصف اوّل قشون بگذرد . پس از آن سپاه در تحت هدايت دو نفر جوان مذكور به طول ساحل رود از طرف چپ حركت كرد ، تا به گدارى كه بفاصلهء چهار استاد بود ، برسد . وقتى كه يونانىها به طول رود حركت ميكردند ، سواره‌نظام ارمنى در ساحل مقابل نيز به همان اندازه پيش ميرفت همين كه يونانىها به گدار رسيدند ، بستونهائى تقسيم شدند و عبور شروع شد . كاهنان كنار رود مشغول قربان كردن بودند و سربازان در آب حركت ميكردند و بسر آنها باران تير و سنگ ميباريد ، بىاينكه