تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1038

مساهمون:

ص١٠٣٨

مبحث ششم - عقب‌نشينى يونانيها

احوال يونانيها پس از جنگ

كزنفون گويد ( عقب‌نشينى ، كتاب 2 ، فصل 1 ) : در طليعهء صبح سرداران يونانى در جائى جمع شدند و ، چون ديدند ، كه كوروش نه خودش باردوى آنها آمد و نه كسى را براى رسانيدن فرمان فرستاد ، تصميم كردند ، باروبنهء خود را بسته پيش روند ، ولى مقارن طلوع آفتاب ، وقتى كه ميخواستند حركت كنند ، پركلس « 1 » حاكم تترانى « 2 » ، كه از اعقاب دمارات لاسدمونى بود ، با گلوس « 3 » پسر تامس « 4 » دررسيد و خبر داد ، كه كوروش كشته شده ، آرىيه با قشونش به محلى ، كه در آنجا دو روز قبل اردو زده بود ، عقب نشسته و تمام روز را منتظر يونانىها خواهد بود ، زيرا روز ديگر ميخواهد بولايت ينيانها برگردد . سرداران يونانى از اين خبر بسيار مغموم گشتند . كل‌آرخ رسولان را با خىرىسف لاسدمونى و م‌نن تسّالي نزد آرىيه روانه كرده گفت ، به آرىيه بگوئيد ، كه ما نسبت به شاه فاتحيم و ، حالا كه كوروش نيست ، ما حاضريم آرىيه را بر تخت ايران نشانيم ، زيرا اين مملكت از آن فاتح است . رسولان حركت كردند و كل‌آرخ منتظر جواب شد . سربازان يونانى آذوقه بدست آوردند ، گاوها و نيز الاغهاى بنه را سر بريدند و چون هيزم نداشتند ، تيرها و سپرهاى چوبين مصريها و سپرهاى ايرانيان را ، كه از تركهء بيد بافته بودند و در ميدان جنگ فراوان بود ، جمع كرده بجاى هيزم به كار بردند . مقارن ساعت 9 صبح رسولانى از طرف شاه و تيسافرن وارد شدند . در ميان فرستادگان يك نفر يونانى بود فالىنوس « 5 » نام ، كه تيسافرن او را محترم ميداشت ، فرستادگان سرداران را طلبيده از طرف شاه اعلام كردند ، كه يونانىها بايد اسلحه‌شان را به او ، كه فاتح است ، بدهند و بعد بدربار رفته خواهش كنند ، قرار مساعدى دربارهء آنها داده شود . يونانىها از اين تكليف خشمگين گشتند و كل‌آرخ گفت ، كه تسليم اسلحه كار فاتح نيست . سپس او رو بسرداران يونانى كرده گفت : « شما جوابى شرافت‌مندانه بدهيد من الآن ميآيم » . بعد بيرون رفت ،
هامش
( 1 ) -Procles .( 2 ) -Teuthranie .( 3 ) -Glus .( 4 ) -Tamos .( 5 ) -Phalynus de Zacynthe .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1038 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )