تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 852

مساهمون:

ص٨٥٢
مانع از رسيدن آذوقه باردوى يونانى بودند . تمام روز سواره نظام پارس زحمات زياد بيونانيها رسانيد و ، چون شب دررسيد ، باردوى خود برگشت . پس از آن عده‌اى زياد از يونانيها در وقت معهود حركت كردند ، ولى نه براى اينكه بجاى مقرر ( يعنى جزيره ) بروند ، بل با اين مقصود ، كه هزيمت كنند ، زيرا همين كه حركت كردند ، به اين بهانه ، كه ميخواهند از سواره نظام پارس در امان باشند ، راه را به طرف پلاته كج كرده فرار كردند و بمعبد ژونن « 1 » ، كه بمسافت بيست استاد ( تقريبا دو ثلث فرسخ ) از چشمهء گارگافى بود ، درآمدند . بعد از حركت اين يونانيها ، پوزانياس سپهسالار يونانى ، چون تصوّر ميكرد ، كه سپاهيان مذكور به طرف جزيره حركت كرده‌اند ، به لاسدمونيها نيز فرمان داد حركت كنند و آنها ميخواستند اين امر را مجرى دارند ، ولى آمّوفارت پسر پولىياد « 2 » ، كه سركردهء دسته پىتانات « 3 » بود ، سرپيچيده گفت ما از پيش دشمن فرار نخواهيم كرد و حاضر نيستيم ، اين بىشرافتى را براى اسپارت باعث شويم . جهت استنكاف آمّوفارت از اينجا بود ، كه در مشورت سرداران حاضر نبود و نميدانست براى چه يونانيها حركت كردند . پوزانياس از عدم اطاعت سركردهء اسپارتى افسرد ، ولى چون نميتوانست راضى شود ، كه دستهء اسپارتى تنها مانده مضمحل گردد ، تصميم كرد بماند و آمّوفارت را راضى كند ، كه مخالفت نورزد ، چه سرگردگان ديگر لاسدمونى اشكال در عزيمت نميكردند . اما آتنيها ، چنان كه هرودوت گويد ، نگرانى از عدم حركت لاسدمونيها نداشتند ، چه ميدانستند ، كه فعل آنها با حرفشان تفاوت دارد . بالاخره زمانى رسيد ، كه تمام قشون يونان برحسب تصميم مجلس مشورت به طرف جزيرهء اورا حركت كرد و آتنىها رسولى نزد پوزانياس فرستادند ، تا دستور بگيرد و ضمنا بفهمد ، كه لاسدمونيها حركت كرده‌اند يا نه . اين رسول وقتى رسيد ، كه پوزانياس و اورياناكس « 4 » با آمّوفارت محاجّه ميكردند و دعوا شروع شده بود . در اين حال آمّوفارت سنگى را با دست بلند كرده در پيش پاى پوزانياس گذارد و گفت « با
هامش
( 1 ) -Junonبعقيدهء يونانيها و روميهاى قديم زن خداى بزرگ بود . ( 2 ) -Ammopharete fils de Poliade .( 3 ) -Pitanates .( 4 ) -Euryanaxe .