اين عده را هم نمىتوان صحيح دانست . عدهء سپاهيان يونانى مردونيه را مورّخ مذكور تا پنجاه هزار نفر تخمين كرده ، اگرچه علاوه مىكند ، كه اطلاع درستى ندارد .
اين عدد هم اغراقآميز است ، زيرا بنابراين يونان ميبايست يكصد و شصت هزار سپاهى تهيه كند و اين كار از قوّه و استطاعت آن خارج بود . هرودوت گويد پس از آنكه طرفين در مقابل يكديگر صف بستند در هر دو طرف مراسم قربانى شروع شد و نتيجهء جنگ را هر دو طرف از غيبگوهائى ، كه داشتند سئوال كردند . در قشون يونانى غيبگوى معروفى بود موسوم به تىسامن « 1 » برادر هژياس « 2 » كه فال گرفت و گفت اگر يونانيها جنگ دفاعى پيش گيرند ، فاتح و اگر از رود آسپ بگذرند مغلوب خواهند شد . در طرف ديگر مردونيه ميخواست جنگ را شروع كند ولى تفألهاى غيبگوها مساعد نبود . آنها نيز ميگفتند ، كه مردونيه ، اگر جنگ دفاعى كند ، غالب خواهد بود و الا مغلوب . غيبگوى معروف قشون مردونيه هژزيسترات « 3 » يونانى از اهل إله « 4 » بود . اين غيبگو سابقا اسپارتيها را خيلى آزرده بود و اينها او را گرفته و در كنده و زنجير كرده ميخواستند با انواع عقوبتهاى سخت بكشند . هژزيسترات ، چون ديد قبل از مرگ بايد تحمل زجرهاى گوناگون كند ، تصميم بر كارى كرد ، كه شايان حيرت است . توضيح آنكه با آهن تيزى ، كه در محبس اتفاقا به دستش افتاد ، پاشنه و كف پاى خود را تا نزديكى انگشتان بريده پاى را از كنده بيرون آورد و بعد ديوار محبس را سوراخ كرده گريخت .
روزها پنهان ميشد و شبها راه ميرفت ، تا خود را شب سوّم به تژه رسانيد .
اسپارتيها ، وقتى كه نصف پاى او را در كنده ديدند ، در حيرت شدند و هرچند تلاش كردند ، نتوانستند او را بيابند . هژزيسترات در تژه بمعالجهء پا پرداخت و بعد يك پاى چوبين براى خود سفارش داد و دشمن علنى اسپارتىها گرديد .
اگرچه اسپارتىها بعدها او را بدست آورده كشتند ، ولى اين قضيّه بعد از جنگ پلاته روى داد . در پلاته او طرف توجه مردونيه بود و پول زياد از او ميگرفت .
هامش
( 1 ) -Tisamene .( 2 ) -Hegias .( 3 ) -Hegesistrate .( 4 ) -Elee .