تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 835

مساهمون:

ص٨٣٥
و تو موفق خواهى شد ، كه آنها را از يكديگر جدا و بعد مطيع كنى . مردونيه اين نصيحت تسّالىها را نپذيرفت ، چه براى نام خود ميخواست بار ديگر وارد آتن شود و از آنجا از راه جزائر بتوسط آتش به خشيارشا ، كه در سارد بود ، تسخير آتن را اطلاع دهد ( در آن زمان ، علاوه بر چاپارهاى سريع‌السير ، كه در ممالك ايران شب و روز در حركت بودند ، چيزى مانند تلگراف امروزى وجود داشته ، يعنى بجاى قوهء كهربائى ، كه اكنون معمول است ، روشنائى آتش را به كار ميبردند و بوسيله علاماتى مطالب خود را مىفهماندند . م . ) . مردونيه وارد آتن شده شهر را خالى ديد ، چه سكنهء آن در سالامين بودند . پس از تسخير آتن در دفعه دوّم ( در ده ماه قبل خشيارشا آن را تسخير كرده بود . م . ) مردونيه باز رسولى موريخيد « 1 » نام نزد آتنىها در سالامين فرستاد و او پيغام مردونيه را ، وقتى كه آتنىها در مجلس مشورت بودند ، به آنها رسانيد و يكى از اعضاى مجلس مشورت ، لىسيداس « 2 » نام ، گفت صلاح است ، كه اين تكليف مردونيه را بمردم بگوئيم . اين حرف باعث تنفر و هيجان آتنىها گرديد : اعضاى مجلس و مردم بيرون جمع شده لىسيداس را سنگ‌سار كردند و ، پس از آن موريخيد را از سالامين راندند . وقتى كه خبر سنگ‌سار شدن لىسيداس به آتن رسيد ، زنان آتنى بهيجان آمده بخانهء لىسيداس ريختند و زن و اطفال او را ، كه در آتن مانده بودند ، سنگ‌سار كردند . ( از اين‌جاى نوشته‌هاى هرودوت صريحا استنباط مىشود ، كه در يونانهم تقصير از مرتكب آن بخانوادهء او سرايت ميكرده ، در مقدونيه هم ، چنان كه در جاى خود بيايد ، خانوادهء مقصر را در مجازات شركت ميدادند . م . ) . آتنىهائى ، كه از ترس قشون ايران به جزيرهء سالامين رفته و اموال خود را نيز بدانجا حمل كرده بودند ، در انتظار و رود قشون لاسدمون روزها ميگذرانيدند ، ولى لاسدمونيها بجشن‌هاى عيد ( هىياسينت ) « 3 » مشغول بوده توجهى بامور جنگى نداشتند . خون‌سردى آنها از جمله از اين جهت بود ، كه ديوار يا سدّ برزخ كرنت تمام شده بود و دندانه‌هاى آن را ميساختند . بالاخره
هامش
( 1 ) -Murichide .( 2 ) -Lycidas .( 3 ) -Hyacinthe .