تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 833

مساهمون:

ص٨٣٣
گفتند : « ما را لاسدمونيها نزد شما فرستاده‌اند ، تا خواهش كنيم ضرر بيونان نرسانيد و تكاليف خارجى را نپذيريد . اگر چنين كنيد ، ظلم و جنگى بزرگ براى يونان و مخصوصا براى خودتان روا دانسته‌ايد . اين جنگ را شما باعث شديد ، و حال آنكه ما نمىخواستيم جنگ كنيم . در ابتداء منازعه در سر مستعمرات شما بود و حالا در سر تمام يونان است . گذشته از اين مسئله ، به هيچ وجه قابل تحمل نيست ، آتنىهائى ، كه باعث اين همه بليات براى يونان شده‌اند ، حالا بخواهند يونانيها را اسير بيگانه‌ها كنند و اين اقدام از طرف مردمى بشود ، كه از دير زمانى معروف‌اند از اين حيث ، كه مردمانى بسيار آزاد كرده‌اند . ما از وضع فلاكت‌بار شما و اينكه دو سال است از محصول زراعت‌هاى خودتان محروم مانده‌ايد و خانه‌هاى شما مدّتى است مخروبه مانده متأسفيم و در ازاى آن لاسدمونيها و ساير متحدين بشما اعلام ميكنند ، كه حاضرند زنان شما و اقرباى ناتوان آنها را در مدّت جنگ نگهدارى كنند . احوال اسف‌آور شما نبايد باعث شود ، كه بحرفهاى اسكندر مقدونى ، كه ميخواهد تكاليف مردونيه را بشما بقبولاند ، گوش دهيد . او مجبور است چنين كند ، زيرا خودش جبّار است و جبار به جبار كمك مىكند ، ولى شما ، اگر عاقليد ، نبايد چنين كنيد ، زيرا البته ميدانيد ، كه بربرها ( يعنى خارجىها ) نه راستند و نه درست » . پس از اينكه نطق لاسدمونيها بپايان رسيد ، آتنىها باسكندر چنين گفتند : « ما ميدانيم ، كه قشون خشيارشا زياد است و از اين حيث ما را بىاطلاع مدان ، ولى ما بآزادى خود علاقه‌منديم و در اين راه ، تا ميتوانيم مبارزه خواهيم كرد . با ما از اتحاد با خارجىها سخن مران ، حرف‌هاى تو هرگز اثرى در ما نخواهد كرد . به مردونيه بگو ، كه تا آفتاب در مدار خود ميگردد ، ما اتحادى با خشيارشا نخواهيم كرد و با او به يارى خدايان و پهلوانانى ، كه معابد آن‌ها را خشيارشا خراب و مجسمهء آنان را طعمهء آتش كرده ، خواهيم جنگيد . تو هم من بعد با چنين پيشنهاد هائى نزد آتنىها ميا و تصوّر مكن ، كه با تحريك كردن ما به كار بد ، تو در صلاح