نميشد ، زيرا بقدرى ، كه من ميدانم ، پارسيها بيش از هر مردم ديگر مردان شجاعرا مىستايند . اشخاصيكه مأمور اين كار بودند حكم را اجرا كردند » .
در پايان اين قسمت لازم است كلمهاى چند از دمارات گفته شود . هرودوت گويد : « گويند ، كه او نسبت به لاسدمونيها حسّيّات خوبى نداشت و اين گفته بايد راست باشد ، ولى از طرف او اقدامى شد ، كه نميتوان گفت از راه خيرخواهى نسبت به لاسدمونيها بوده يا براى توهين آنها ؟ : وقتى كه خشيارشا در شوش تصميم كرد ، كه با يونان جنگ كند ، دمارات خواست لاسدمونيها را از اين تصميم آگاه دارد ، ولى نميدانست ، بچه وسيله اين كار كند ، تا اقدام او فاش نشود . بالاخره چنين كرد : يك لوحهء دوتائى برداشت و موم آن را تراشيد ، بعد روى چوب تصميم شاه را نوشته بر نوشتهها موم آب شده ريخت ، تا اگر در راه بدست مستحفظين شاه افتد ، ببينند ، كه چيزى بر آن ننوشته و متعرّض نشوند . اين لوحه بلاسدمون رسيد و مدتها لاسدمونيها نتوانستند معنى آن را بدانند ، تا آنكه دختر كلامن ، كه زن لئونيداس بود ، مقصود را دريافت ، و پس از آنكه موم را زايل كردند ، نوشتههاى او را خواندند و تصميم خشيارشا بر جنگ در لاسدمون و بعد در تمام يونان منتشر شد . چنين بود شيوع اين خبر ، چنان كه حكايت كنند » .
قسمت پنجم جدالهاى آرتميزيوم ، فرار بحريهء يونان به سالامين
عدّهء سفاين يونانى
بحريهء يونان داراى اين قوّه بود ( هرودوت ، كتاب 8 ، بند 1 ) : آتنىها يكصد و بيست كشتى داده بودند . اهالى پلاته با وجود اينكه مردان دريائى نبودند ، بواسطه رشادت ، با آتنىها در دادن نفرات شركت كردند . كرنتىها « 1 » چهل كشتى دادند . اهالى مگار - بيست .
اهالى كالسيد - نفرات براى بيست كشتى ، ولى كشتىهاى اين نفرات آتنى بود .
هامش
( 1 ) -Corinthiens , Megariens , Chalcidiens ,