تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
ساخته از راه اروپا بيونان خواهى رفت . فكر كن ، كه تو در خشگى يا در دريا و يا در هر دو جا شكست خوردى . اين مردم دليرند و دلاورى آنها از اينجا ثابت شده ، كه تنها آتنىها از سپاهيان ما آنهمه ، در موقعى كه داخل آتّيك شده بودند ، كشتند . تصوّر كن ، كه در خشگى فايق نيايند ، ولى در دريا برترى يابند . در اين صورت مىتوانند به طرف هلّس‌پونت رفته پل را خراب كنند . اين تصوّرات واهى نيست . من موقعى را بخاطر مياورم ، كه پدرت پلى در بوسفور ساخته به طرف ايستر رفت و در آنجا هم پلى ساخته بمملكت سكاها گذشت . سكاها اصرار داشتند ، كه ينيانها پل را خراب كرده بروند و ، اگر در آن زمان هيس‌تيه جبّار مىلت مانع نشده بود و پل را برداشته بودند ، قوى شوكتى پارس از بيخ و بن معدوم ميشد وحشت انگيز است ، وقتى كه مىبينم ، حيات و ممات شاه در دست يكنفر بود . بنابراين سخنان مرا گوش كن و خود را بىضرورتى بخطر مينداز . مجلس را مرخص كن ، بعد درست در اين كار بينديش و ، پس از آن‌كه مصمم شدى ، رأى خود را بفرما . تصميم عاقلانه بعقيدهء من بزرگترين نعمت است و ، اگر هم حادثه‌اى بر خلاف آن روى دهد ، موقتى است و از اعتبار آن نميكاهد ، چه تصميم عاقلانه بنيان محكم دارد و نتيجه‌اش اتفاقى نيست . به عكس شخصى ، كه تصميم بىاساسى كرده ، اگر هم موفق شود ، اتفاقا بدفينه‌اى برخورده و تصميم او همان تصميم بىاساس و پوچ است . تو مىبينى ، كه خدا چگونه بواسطه برق حيواناتى را ، كه برترى بر ديگران ميجويند ، فانى مىكند ، تا آنها مغرور نشوند و به عكس حيوانات كوچك خشم او را تحريك نميكنند . تو مىبينى ، كه او هميشه ضربت خود را ببلندترين عمارات و درختان فرود ميآورد . گوئى ، كه خدا را خوش ميآيد ، چيزهاى فوق العاده را ناقص كند . هم‌چنان قشون كوچكى ميتواند قشون عظيم را نابود كند ، چه اگر خدا از راه حسد قشون عظيمى را دوچار وحشت كند يا برقى بر آن وارد آرد ، فناى شرم‌آور آن حتمى است . خدا خوش ندارد ، كه بجز او كسى دعوى بزرگى كند . شتاب در هر كار با عدم بهره‌مندى توأم است و عدم بهره‌مندى با تلفات زياد . تانّى