تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
پادشاهان سكائى بوجود آمدند و به ياد پياله‌اى ، كه هراكل به دختر داده بود سكاها در كمربند خود هميشه يك پياله دارند . بعد هرودوت گويد ( كتاب 4 ، بند 11 - 12 ) : « راجع به سكاها هست حكايت ديگرى ، كه بعقيدهء من بيشتر مورد اعتماد است . موافق اين حكايت سكاها در ابتدا در آسيا مسكن داشتند ، بعد ماساژتها آنها را بيرون كردند و سكاها از رود آراكس ( يعنى سيحون ) گذشته باراضى كيمّريها رفتند . چون عدّهء سكاها زياد بود ، كيمّريها مشورت كردند ، كه چه كنند . مردم عقيده داشتند ، كه براى خاك خود را بخطر نيندازند ، پادشاهان به عكس معتقد بودند ، كه بايد پا فشرد . بين پادشاهانى ، كه ترجيح ميدادند ، جنگ كنند تا كشته شوند ، ضدّيت افتاد و به دو دسته تقسيم گشته باهم جنگيدند و همه كشته شدند . بعد مردم جسد آنها را دفن و اراضى خودشانرا رها كرده بيرون رفتند و سكاها مساكن آنها را گرفتند . هنوز هم در مملكت سكاها قلاع كيمّرى ايستاده ، معبر كيمّرى و ايالت كيمّرى وجود دارند و هنوز گويند بوسفور كيمّرى « 1 » . ظنّ قوى اين است ، كه ، چون كيمّريها از سكاها به طرف آسيا فرار كردند ، بشبه جزيره‌اى رفتند ، كه حالا در آنجا سىنوپ شهر يونانى واقع است « 2 » و نيز روشن است ، كه سكاها در تعقيب كيمّريها راه را گم كرده وارد آسيا و مملكت ماد شدند ، زيرا كيمّريها به طول دريا حركت ميكردند ( به طول دريا يعنى از سواحل دريا ) و سكاهائى ، كه از پى آنها ميرفتند ، طرف راست قفقاز را داشتند و بدين ترتيب داخل ماد شدند . اين است روايت ديگر ، كه بين يونانيها و بربرها ( يعنى خارجيها ) خيلى شايع است » .

شعب مردمان سكائى

هرودوت راجع بشعبه‌هاى مردمان سكائى چنين نوشته ( همان‌جا ، بند 17 ) : از شهر تجارتى بريستن كه در وسط سكائيهء ساحلى واقع است ( مقصود سواحل درياى سياه است ) ، اگر دور تر رويم ، اوّل به قوم كاللىپيد يا سكاهاى يونانى ميرسيم ، بالاتر از اين قوم قوم ديگرى است ، كه موسوم به آلازون مىباشد . اين دو قوم از حيث طرز
هامش
( 1 ) - بوسفور كيمّرى همان بوغاز ( كرچ ) است ، كه درياى سياه را با درياى آزوو اتّصال داده ، اين بوغاز و رود دن را در عهد قديم سرحدّ اروپا و آسيا ميدانستند . ( 2 ) - در كنار درياى سياه .