شكوه نداريم ، ولى باقى شرايط را قبول ميكنيم » . از اينجا است ، كه امروز هم هنوز مصريها ، بواسطهء علاقهمندى ، كه سابقا به كوروش داشتند ، نسبت بشاه پارس باوفايند . كوروش به آنها شهرهائى در صفحات عليا داد ، كه هنوز بشهرهاى مصرى معروفاند . علاوه بر آن ، لاريس « 1 » و سيللن « 2 » ، را ، كه در نزديكى سيمه « 3 » ، و بمسافت كمى از دريا است به آنها بخشيد و اين محلها امروز هم در تصرف اعقاب مصريهاى مذكور است .
پس از عقد معاهده ، كوروش در تيم برارا « 4 » اردو زد . مصريها در اين جنگ از قشون دشمن يگانه قسمتى بودند ، كه لايق ستايش شدند ، از قواى پارسى سواره نظام به از ديگران بود ، بنابراين سواره نظام پارسى امروز هم داراى تجهيزاتى است ، كه كوروش مقرر داشته و عرابههاى داسدار بقدرى با بهرهمندى كار مىكند ، كه شاهان پارس استعمال آن را حفظ كردهاند . شترها را براى ترسانيدن اسبها به كار مىبرند : شترسواران نه ميتوانستند بسواران حمله كنند و نه مورد حمله آنان واقع ميشدند ، زيرا اسبها نمىخواستند بشترها نزديك شوند . با وجود اينكه شترها در اين جنگ مفيد بودند ، حتى يك سرباز خوب نميخواهد شترى را براى سوارى نگاهدارد ، يا براى جنگ تربيت كند .
تسخير سارد
( كتاب 7 ، فصل 2 ) كرزوس پس از شكست قشونش به طرف سارد فرار كرد و مردمانى ، كه در سپاه او بودند ، از تاريكى شب استفاده كرده هركدام به طرف ولايت خود رفتند . اما كوروش ، پس از اينكه فرصتى بسپاهيان خود براى صرف غذا و خواب داد ، به طرف سارد حركت كرد و ، چون به ديوار و سنگرهاى اين پاىتخت رسيد ، امر كرد ماشينها و نردبانهائى تهيه كنند ، تا ديوار قلعه را بكوبد و داخل شهر شود . در اين انتظار ، كه اسباب و ادوات قلعهگيرى حاضر شود ، كوروش امر كرد شب ديگر را سپاهش در جائى بگذراند ، كه استحكامات قلعه قوىتر به نظر ميآمد . چون يك نفر پارسى ، كه غلام
هامش
( 1 ) -Larisse .( 2 ) -Cyllene .( 3 ) -Cyme( شهرى بود در االيد ، كنار بحر الجزاير ) .
( 4 ) -Thymbrara( در فريگيّه ) .