« كوروش ، بسيار خوشوقتم ، كه تو مرا از حوائج خود آگاه كردى ، مىخواهم ميزبان تو باشم و براى تو پول ميفرستم . اگر باز به پول احتياج دارى ، از من بخواه .
سفراى من مأمورند آنچه را ، كه تو امر كنى انجام دهند » . كوروش جواب داد :
« من امر ميكنم ، كه عدهاى از رسولان در خيمه مانده پول را نگاه دارند و بخوشى اوقات خود را بگذرانند ، سه نفر از ميان شما بميان دشمنان ما روند ، ظاهرا با اين مقصود ، كه ميخواهند عهدى بين آنها و پادشاه هند منعقد كنند ، ولى باطنا با اين نيت ، كه ببينند دشمن چه ميگويد ، چه مىكند و پس از آن نتيجهء اطلاعات خودشان را بما بگويند . اگر اين اشخاص مأموريتشان را خوب انجام دهند ، از اين كار آنها بيش از پولى كه آوردهاند ، سپاسگذار خواهم بود ، زيرا جاسوسان من ، كه به لباس بندگان درآمدهاند ، نمىتوانند اخبارى ، جز آنچه همه ميدانند ، بدست آرند ، ولى كسانى مانند شما مىتوانند فكر و خيال دشمن را دريابند » . سفرا اين پيشنهاد را فورا با ميل پذيرفتند . كوروش آنها را مانند ميهمانان واقعى نواخت و ، پس از آنكه لوازم سفر آماده گشت ، به مقصد روانه شده قبلا گفتند : « همين كه از مقاصد دشمن آگاه شديم ، مراجعت خواهيم كرد » .
كوروش همواره بتداركات جنگ ميپرداخت ، به آنچه متحدين تهيه ميكردند اكتفا نكرده ، بين آنها رقابت در خوبى اسلحه و اسب و سوار و غيره ايجاد ميكرد و بعد ورزشها و شكارها ترتيب داده به كسانى ، كه خوب از عهده برمىآمدند ، جايزه ميداد . به اين ترتيب قشون او براى جنگ حاضر شد و او داراى ده هزار سوار و عدّهء زيادى عرابههاى داسدار گرديد . صد عرابه آبراداتاس حاضر كرد و صد عرابهء مادى را هم كياكسار به شكل عرابههاى كوروش درآورد . علاوه بر اين بر هريك از شترها دو كماندار نشسته بود . وقتى كه تداركات كوروش را سپاه او ميديد ، بيشتر مردان به اين عقيده بودند ، كه او فاتح خواهد شد .
در اين احوال رسولان هندى برگشته اين خبرها را آوردند : كرزوس پادشاه ليديّه بسردارى قشون دشمن انتخاب شده . مقرر است ، كه تمام پادشاهان در يك جا
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٣٤٦