تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
درخت ميكردند ، فكر خود را ميفهماندند . اينقسم علامات در نزد ملل و طوائف زياد بود ، از جمله چوب خطّ است كه اشخاص بىسواد در زمانهاى سابق به كار ميبردند . مرحلهء دوّم - خطّ تصويرى است ، به اين معنى كه براى اظهار فكر راجع به چيزى صورت آن را ميكشيدند . مثلا براى نوشتن آفتاب صورت آن و براى نوشتن اسم حيوانى شكل آن را ميكشيدند . در ميان بعض بوميهاى امريكا هنوز هم اين خط معمول است . مرحلهء سوّم - ايدئوگرافى يا مفهوم‌نويسى است . توضيح آنكه بمرور كشيدن صورت چيزى تماما بواسطهء اشگالى كه داشت منسوخ شد و بجاى آنكه تمام صورت را بكشند قسمتى را از آن ميكشيدند ، بعد چون اين كار هم مشگل بود همواره شكل يا صورت را مختصرتر كردند تا آنكه صورت به علامتى مبدّل شد و آن را هم از معناى حقيقى تجاوز داده به معناى مجازى استعمال كردند . بدين ترتيب حرف يا علامتى كه مينوشتند دلالت بر كلمه يا مفهومى ميكرد . خطّ قديم مصريها چنين بود و در خطوط سومرى و بابلى و پارسى قديم ، هرچند كه خط از اين مرحله گذشته و ترّقى كرده ، باز علاماتى هست كه بكلمه‌اى دلالت مىكند ، مثلا در خطّ ميخى پارسى چهار علامت است كه هريك دلالت بر كلمه‌اى مىكند چنان كه بيايد . در حساب و كلية در رياضى مفهوم‌نويسى زياد است ، مانند ارقام كه دلالت بر كلماتى ميكنند ، يا اين علامت ( + ) را مينويسيم و ( بعلاوه ) ميخوانيم و امثال آن . مرحلهء چهارم - خط هجائى يا تقطيعى است . در اين مرحله براى هرهجا « 1 » علامتى است ( نه براى هرصدا ) براى فهم اين خط بايد خط كنونى خودمانرا درنظر گيريم ( در صورتى آن را بىاعراب نوشته باشيم ) ، اكرچه اين خط مخلوط از هجائى و الف بائى است ولى بيشتر هجائى است . خطوط سومرى ، بابلى ، عيلامى هجائى و ايدئوگرامى بود . مرحلهء پنجم - خط الف بائى است ، يعنى خطى كه براى هرصدا علامت
هامش
( 1 ) - مقصود از هجا سيلاب است مثلا خدا دو هجائى است ( خ - دا ) و برادر سه هجائى ( ب - را - در ) .