سكاها در شمال شرق ايران دامنهء ممتدى داشته و تا حدود پارس هم اين دامنه كشيده بود . بعضى دروپيكها را هم سكائى دانستهاند ، « 1 » ولى مؤلف مدركى براى اين عقيده بدست نياورده .
كرنفون گويد ( تربيت كوروش ، كتاب اوّل فصل دوّم ) : « 2 » عدّه طوايف پارسى دوازده است ، ولى اسامى طوايف را ذكر نميكند . ممكن است ، كه دو طايفه ديگر بعدها بر طوايف دهگانه ( مذكور هرودوت ) افزوده باشد .
دودمان هخامنشى
موافق نوشتههاى هرودوت اين خانواده از طايفه پاسارگاديها بيرون آمد و هخامنشىها قبل از قيام كوروش بزرگ بر آخرين پادشاه ماد در پارس اقامت داشتند . راجع باينكه ، كى سرسلسله بوده و كىها قبل از كوروش بزرگ امارت داشتهاند ، از نوشتههاى هرودوت راجع بنسب كوروش ، داريوش اوّل و خشيارشا چنين برميآيد : سر سلسله هخامنش « 3 » بود ، بعد از او اشخاصى به اين ترتيب ميآمدند :
چيشپش اوّل « 4 » ، كبوجيه اوّل ، كوروش اوّل ، چيشپش دوّم . از اينجا سلسله هخامنشى دو شاخه ميشد ، شاخهاى نياگان كوروش بزرگاند و شاخهء ديگر نياگان داريوش اوّل . چون بانى سلطنت پارس كوروش بزرگ بود ، ما اين شاخه را اصلى و شاخه ديگر را فرعى ميناميم . شاخهء اصلى بقول هرودوت اينها بودند :
كوروش دوّم ، كبوجيه دوّم ، كوروش سوّم ( بزرگ ) . شاخه فرعى اينها : آريارمنا ، ارشام ، ويشتاسب ، داريوش اوّل . اين است اطلاعاتى ، كه هرودوت ميدهد و ، چنان كه پائينتر بيايد ، كتيبههاى داريوش اوّل و استوانهاى ، كه از كوروش بزرگ در بابل يافتهاند ، گفتههاى هرودوت را تصديق مىكند . اگرچه شاهان مذكور
هامش
( 1 ) - كنتگوبىنو - تاريخ پارسيها ج 1 .
( 2 ) -Xenophon , Cyropedic , liv , I chap . II .( 3 ) - اسامى را بطوريكه از كتيبههاى هخامنشى معلوم شده نوشتهايم ، نه چنان كه هرودوت نوشته ، زيرا معلوم است ، كه يونانيها ، براى مجانست با زبان يونانى ، اسامى اشخاص ايران قديم را تصحيف كردهاند .
( 4 ) - مؤلّف براى احتراز از اشتباه ميگويد اوّل و الا در آن زمان معمول نبوده اسامى شاهان را با اعداد ترتيبى ذكر كنند ، چنان كه هرودوت همچنين نكرده . در دورهء ساسانيان هم اسم شاهان را با اسم پدر ذكر ميكردند ، مانند بهرام شاپور ، بهرام بهرام ، بهرام هرمز ( يا هرمزان ) و غيره .