برادر اورتاكو به تخت نشسته با آسور روابطى برقرار داشت : توضيح آنكه آسور در سال مجاعه كمكى به عيلام كرد و دولت عيلام مجسمهء رب النوع سيپپار را ، كه در جزو غنائم آورده بود ، پس داد . در زمان آسور حيديّنآسور باعلى درجهء قدرت رسيد .
غير از عيلام در آسياى غربى ديگر دولتى نمانده بود كه تابع آسور نباشد .
آسوربانى پال و جنگهاى او
در 669 ق . م آسور بانىپال بتخت نشسته تمام حواس خود را بفرونشاندن شورش مصريها متوّجه داشت . عيلاميها از موقع استفاده كرده بتاختوتاز در مملكت بابل پرداختند و غنائمى از آنجا آوردند . پس از آن به زودى اورتاكو درگذشت و برادر او تاوممان « 1 » بتخت نشست . اين تغيير سلطنت براى عيلام بسيار شوم بود ، زيرا پادشاه جديد خواست برادرزادههاى خود را بكشد و اين اقدام باعث شد ، كه شصت نفر از شاهزادگان عيلام فرار كرده بدربار آسور پناه بردند . پادشاه آسور با آغوش باز آنها را پذيرفت ، با اينمقصود كه بواسطه جنگهاى خانگى عيلام را ضعيف كرده بعد درهم شكند . در اين احوال تاوممان بپادشاه آسور تكليف كرد ، كه فراريان عيلام را پس بدهد . او جواب ردّ به عيلام داد و جنگ درگرفت .
چون قشون آسور زود بحدود عيلام رسيد پادشاه آن ، كه تمام قوايش حاضر نبود ، در انتظار تكميل آن با تأنّى تا نزديكى شوش عقب نشست و براى اينكه فرصتى بدست آرد ، يكى از سرداران خود را براى مذاكرات صلح نزد سردار آسورى فرستاد ، و ليكن سردار مزبور مقصود را دريافته فرستاده را كشت . پس از آن جنگ شروع شد و طرفين با نهايت ابرام جنگيدند ، ولى بالاخره آسوريها ميسرهء قشون عيلامى را ، كه در كنار رود كارون بود ، شكست داده به آب ريختند . پادشاه عيلام ، كه شخصا جنگ ميكرد ، حملات پىدرپى بقشون آسور برد و چندان پا فشرد تا آنكه زخم برداشت . بعد ، در موقعى كه ميخواست از ميدان جنگ خارج شود ، بواسطهء سانحهاى گرفتار شد و آسوريها سرش را بريده به نينوا بردند . اين جنگ از اسم محل موسوم به تولليز « 2 » است ( 659 ق . م ) . همين كه خبر شكست
هامش
( 1 ) -Teumman .( 2 ) -Tulliz .