تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
بعضى ديگر از مورّخين بر اين عقيده‌اند كه چون چنگيز نسبت بجوجى بدبين بود پس از مراجعت بمغولستان او را به خدمت خود خواست اما جوجى ناخوشى خود را بهانه كرده از حضور عذر خواست و چون در اين اثنا شخصى از مردم تنگغوت كه از دشت قبچاق بمغولستان آمده بود بچنگيز خبر داد كه او جوجى را سلامت و سر گرم به شكار ديده است ، چنگيز اوگداى و جغتاى را بسركوبى جوجى فرستاد ولى قبل از آنكه ايشان برسند خبر مرگ جوجى رسيد . بهرحال در اينكه ما بين جوجى با چنگيز و برادر خود جغتاى خوب نبوده حرفى نيست ، چه پسر ارشد چنگيز ميخواسته است در حوالى بحر خزر دولت مستقلى داشته باشد و خراسان و مازندران و ولايات شمالى ايران را كه جبه و سبتاى پيموده و تسخير نكرده بودند ضميمهء ممالك خود نمايد و زيربار فرمان كسى نيز نرود و همين مسئله باعث رنجش خاطر چنگيز و برادران از او بوده است .
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 442 | عباس إقبال آشتياني / حسن پيرنيا ( مشير الدوله )