حكومت هرات در اين تاريخ با امين ملك پسر خال جلال الدّين بود و او موقعى كه چنگيزيان بحوالى هرات آمدند براى آنكه با ايشان روبرو نشود آن شهر را رها كرده به سمت سند رفت و بفتح بلاد آن پرداخت و در ضمن عمليّات جنگى حاكم غزنين را بكمك خود خواست .
چنگيز در اين موقع مشغول محاصرهء طالقان بود و جز معدودى از مغول بقيّهء لشكريان او همه با خود او بودند . امين ملك يك دسته از اين قشون متفرق چنگيزى را كه دو سه هزار نفر بيش نبودند در نزديكى غزنه منهزم كرد سپس بتعقيب منهزمين شتافت .
سلطان جلال الدّين به تفصيلى كه سابقا ديديم بعد از زدوخورد با مغول در حدود نيشابور در اواخر سال 617 به طرف هرات حركت نمود و در اوايل سال 618 به آن شهر ورود كرد و ورود او مقارن شد با مراجعت امين ملك به اين شهر . امين ملك با 000 ، 30 همراهيان خود باستقبال جلال الدّين آمد و دو تن از رؤساى افاغنه و تركان قرلق نيز با همين اندازه سپاهى به خدمت او پيوستند و جلال الدّين دختر امين ملك را بزوجيت گرفته مستعد دست و پنجه نرم كردن با مغول گرديد .
جنگ پروان و فتح جلال الدين
سلطان جلال الدّين بعد از تهيهء اسباب كار خود با سپاهيانى كه مخلوط بودند از اقوام مختلفهء ترك و افغانى و غورى و خلج و قرلق بقصبهء پروان ( از آباديهاى بين غزنه و باميان نزديك غزنين و قريب بسرچشمهء رودخانهء لوگر ) رسيد و آنجا را اردوگاه خود قرار داد و چون دانست كه جماعتى از مغول در طخارستان مشغول محاصرهء قلعهء والياناند بنهء سپاه را در پروان گذاشته بر سر چنگيزيان تاخت و قريب 1000 نفر از ايشان را كشته بقيه را منهزم كرد ، چنگيزيان مغلوب از جيحون گذشتند و پل رودخانه را خراب نموده پيش چنگيز رفتند و تفصيل واقعه را به او گفتند .
جلال الدّين بپروان برگشت و چنگيز براى دفع او قوتوقونويان را با لشكريانى كه عدد آن را از 000 ، 30 تا 000 ، 45 نوشتهاند روانهء طرف پروان كرد .
جنگ بين جلال الدّين و قوتوقو در يكفرسخى پروان اتفاق افتاد ، جلال الدّين