سلجوقى در طىّ سلطنت سلاجقهء عراق يعنى برادرزادگان او بيان خواهيم كرد .
لشكركشى دوّم سنجر بماوراء النّهر در 524
در سال 524 محمّد ارسلانخان خاقان سمرقند كه در اين تاريخ پير و فالج شده بود چون يكى از پسرانش بدست قاضى و رئيس شهر كشته شده بود از سلطان سنجر يارى خواست و سنجر با لشكرى بماوراء النّهر حركت نمود امّا قبل از رسيدن سلطان پسر ديگر خاقان فتنه را خواباند و ارسلانخان بسنجر كه در راه بود پيغام داد كه ديگر بكمك او احتياجى ندارد . سلطان از اين پيغام در غضب شد و چون در اين تاريخ بر جمعى دست يافت كه گفتند ارسلانخان ايشان را بقتل سلطان برانگيخته بر سمرقند حمله برد و آنجا را بباد غارت داد و ارسلانخان را كه پدر زن سلطان بود گرفت و بخراسان فرستاد و سنجر ماوراء النّهر را ابتدا بحسن تكين و پس از او بپسر ارسلانخان يعنى خاقان كمال الدّين ابو القاسم محمود كه خواهرزادهء سلطان ميشد سپرد و اين خاقان چنان كه بعد بيايد تا آخر سلطنت مطيع بود .
تأسيس دولتهاى قراختائى و خوارزمشاهى
در حدود 518 - 519 هجرى طايفهاى از زردپوستان ساكن در اراضى شمالى كوههاى تيانشان و درههاى انهار ايلى و تاريم ما بين دو درياچهء بلخاش و ايسىگول بنام قوم قراختائى بتوسط شخصى كه يلوتاشه ناميده ميشد بتشكيل دولت وسيعى موفّق آمدند و اين يلوتاشه را گورخان يعنى خان خانان ميخواندند و گورخان بعد از او لقب عمومى پادشاهان قراختائى گرديد . پاىتخت اين دولت تازه در شهر بلاساغون قرار داشت .
امّا خوارزمشاهيان جديد فرزندان غلامى تركند انوشتكين نام كه او را يكى از امراى سلجوقى در غرجستان خريده بود و به همين جهت او را انوشتكين غرجه ميگفتند .
انوشتكين بر اثر لياقت و كفايت در دستگاه ملكشاه ترقى يافت و بشحنگى خوارزم منصوب شد .
در سال 490 موقعى كه امير حبشى از طرف بركيارق بامارت خراسان مأمور