به قصد خراسان حركت نمود .
در اين اثنا لشكريان نوح كه از نرسيدن وظيفه و بىكفايتى حاكم جليل شاكى بودند نوح را بعزل و قتل آن وزير در ماه جمادى الاولى سال 335 واداشتند و سرداران نوح يعنى ابراهيم بن سيمجور و منصور بن قراتكين هم در خراسان تسليم ابو على چغانى شدند .
ابو على چغانى منصور را بعلّت اكراهى كه از او حاصل كرده بود در زندان انداخت ليكن ابراهيم سيمجورى را با خود متّحد ساخت و به يارى هم از نيشابور بمرو بجلوى امير نوح آمدند . امير نوح از مرو ببخارا و از بخارا بسمرقند گريخت و ابو على چغانى در بخارا رسما ابراهيم سامانى عمّ امير نوح را بامارت نشاند .
طولى نكشيد كه بين ابو على چغانى و ابراهيم سامانى بهم خورد و ابراهيم در صدد دستگيرى ابو على برآمد . امير چغانى از ترس راه تركستان و چغانيان پيش گرفت و منصور بن قراتكين را كه همچنان در حبس داشت رها نمود و منصور بسمرقند پيش نوح رفت .
ابراهيم پس از رفتن ابو على خود را از امارت خلع نمود و آن مقام را در عهدهء ابو جعفر محمّد برادر امير نوح گذاشت و خود سپهسالار او شد ولى چون اين دو تن ديدند كه امارت كار ايشان نيست هر دو بعذرخواهى بسمرقند پيش امير نوح رفتند و او را ببخارا برگرداندند . نوح ببخارا برگشت و به يارى منصور بن قراتكين لشكريان عاصى را دوباره تحت امر خود آورد و برادر و عمّ را هم از راه ناجوانمردى كور نمود سپس زمام سپهسالارى اردو و حكومت خراسان را در كف منصور بن قراتكين قرار داد و منصور خراسان را بار ديگر مطيع امير نوح ساخت .
امير نوح پس از استقرار بر كرسى امارت به قصد دفع ابو على چغانى افتاد ولى ابو على پيشدستى كرد و از چغانيان ببلخ آمد و از آنجا راه بخارا پيش گرفت امّا در نزديكى اين شهر در جمادى الاولى 336 شكستى سخت خورد و بچغانيان گريخت .
نوح چغانيان را نيز مسخر ساخت و ابو على پس از شكستى ديگر بطخارستان منهزم شد
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٢٣٣