و يعقوب ايشان را مأمور انجام اوامر ميكرد .
پايتخت يعقوب شهر زرنج بود از بلاد سيستان قديم . حوزهء فرمانروائى او خراسان و سيستان و طخارستان و كرمان و فارس و كابل و قسمتى از درهء سند و مدّتى نيز خوزستان مدّت هفت سال بامر خليفه بنام يعقوب در مكّه و مدينه خطبه ميخواندند و شهرت او در ايّامش در ممالك اطراف تا آنجا بود كه او را ملك الدّنيا و صاحبقران مىگفتند كنيهء او ابو يوسف است .
2 - عمرو بن ليث ( 265 - 287 )
در موقعى كه يعقوب بن ليث در جنديشاپور مريض بود برادرش عمرو كه در همين سفر از يعقوب آزرده شده و بخشم بسيستان رفته بود بعذرخواهى بازآمد و يعقوب كه پيوسته از اين بابت محزون و انديشهناك بود از مراجعت برادر خشنود گرديد و عمرو را نوازش بسيار نمود و او تا موقع مرگ برادر بخدمتگزارى بر بالين او بصميميّت تمام مقيم بود . يعقوب هم او را بجانشينى خود برگزيد و ياران خويش را باطاعت امر عمرو توصيه كرد .
نزاع عمرو و على
با اينكه يعقوب عمرو را بجانشينى خود انتخاب نموده بود برادر كوچكترش على زير اين بار نرفت و چون عمرو تازه از سيستان رسيده و مدّتها در ميان لشكر نبود اكثر سپاهيان يعقوب هم جانب على را گرفتند ليكن عمرو به زودى دل لشكريان را بتدبير و كفايت با خود يكى كرد و از ايشان بيعت گرفت .
عمرو كه مردى فهميده و سنجيده بود دانست كه در قدم اوّل مخالفت با خليفه مخصوصا با غلبهاى كه بر برادر او يافته صلاح نيست به همين نظر نامهاى بمعتمد خليفه نوشت و اظهار اطاعت و فرمانبردارى كرد خليفه هم ازين معنى بسيار مسرور شد