و پرستش خود قرار داده بودند چنان كه جمعى از عرب بدين صابئين يعنى آئين ستاره پرستان قديم كلده و بابل و گروهى بكيش زردشتى و جماعتى بمذاهب يهود و عيسوى آشنا شده بودند ليكن اغلب قبايل به همان درجهء بتپرستى كه در مرحلهء ديانت پستترين درجاتست باقى بودند و از هر قبيله بت مخصوصى داشتند كه از چوب يا فلز يا سنگ يا عاج ميساختند و آن را در نقطهاى ميگذاشتند و جميع افراد آن قبيله به زيارت و پرستش آن ميرفتند چنان كه ودّ بت قبيلهء كلب در محل دومة الجندل قرار داشت و سواع بت قبيلهء هذيل و يغوث بت قبيلهء مذحج و نسر ( كرگس ) بت ذو الكلاع در يمن و يعوق بت قبيلهء همدان و لات بت بنى ثقيف در طائف بود .
بت مخصوص قريش عزّى و مناة بت دو قبيلهء اوس و خزرج و هبل بزرگترين اصنام اين قبايل را در خانهء كعبه جا داده بودند و كعبه قبل از ظهور اسلام بزرگترين بتخانهء عربستان و زيارتگاه و مطاف بتپرستان عرب بوده است .
از آداب مخصوص عرب كه قسمتى از آنها هم از آداب عبرانيان مقتبس است و اسلام نيز آنها را باقى گذارده عدم ازدواج با محارم و زن پدر و حجّ خانهء كعبه و احرام و عمره و طواف و سعى و رمى جمره و غسل و ختان و بريدن دست دزد و نذر و قربانى و غيره است بر خلاف اين آداب اسلام بشدّت زنده در خاك كردن دختران و بسيارى ديگر از آداب زشت و تعصبهاى جاهليت را نهى نموده است .
مكّه علاوه بر آنكه بتخانهء بزرگ و زيارتگاه و مقصد حجاج عرب بود به علت وقوع آن بر محل تقاطع چندين راه كاروانى مهمّ هميشه قوافلى از يمن و بلاد غساسنه و سواحل خليج فارس و عمان و بحر احمر به آنجا براى تجارت مىآمدند و قريش ساكن مكّه هم هر سال دو سفر به قصد دادوستد يكى در زمستان به سمت يمن ديگرى در تابستان به طرف جبل حوران و بصرى مينمودند .
اين كيفيت يعنى مطاف و مزار بودن كعبه و موقع تجارتى آن بتدريج ساكنين آن را بتأسيساتى جهت رفاه حال زوّار و تجار وادار كرد و جهت جمعى از مردم آنجا مناصبى پيدا شد كه غالبا به ارث ميرسيد و در خاندان يا قبيلهاى باقى ميماند .
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 25
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٢٥