تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة مقدمه 225

مساهمون:

صمقدمه ٢٢٥
از غصّه بمرد آوارها هم حمله به قسطنطنيّه نمودند ولى موفّق بتسخير آن نشدند زيرا ايرانيها نتوانستند به آنها كمك كنند جهة موفّق نشدن ايران در اين جنگها فقدان بحريّه بود و به عكس هرقل در تمام جنگهاى مذكور از تسلّط بيزانس بر درياها استفاده نمود

جنگ دستگرد

در سال 627 م . هرقل قصد دستگرد را نمود اين محلّ تقريبا در بيست فرسخى تيسفون واقع و اقامتگاه خسرو بود در نزديكى نينواى قديم جنگى بين فريقين روى داد و در اين جنگ اگرچه سردار ايرانى كشته شد ولى لشگر ايران پافشارى كرد تا آنكه بالاخره به طرف سنگرهاى خود عقب نشست و پس از رسيدن كمك به طرف كانال براز رود رفته و آن را سنگر خود قرار داده براى جنگ حاضر شد و ليكن در اين احوال ترسى بر خسرو مستولى شد كه بر اثر آن قشون ايران را رها نموده فرار كرد باوجوداين لشگر ايران مقاومت نمود تا قواء ايران بهم ملحق و دويست فيل جنگى بقشون ايران ضميمه شدند پس از آن هرقل چون پافشارى قشون ايران را ديد نقشه اوّلى خود را كه تعقيب خسرو و محاصره تيسفون بود تغيير داده به گنزك رفت ( 627 م . )

خلع و قتل خسرو پرويز

شكست خسرو در دستگرد و مخصوصا فرار او باعث هيجان نجباء و مردم در تيسفون گرديد رفتار بد خسرو با شهربراز و توهينى كه به نعش شاهين كرده بود بر تنفّر مردم افزود نوشته‌اند كه خسرو تمام سرداران خود را از اين جهت كه فاتح نشده بودند بكشت و ميخواست شهربراز را هم بقتل برساند و حال آنكه شهربراز و شاهين از جهت فتوحات سابقشان خيلى محبوب القلوب بودند بر اثر اين تنفّر خسرو را از سلطنت خلع نموده و در محبس تاريك انداخته بعد از چندى كشتند ( 628 م . ) شيرويه ( قباد زمان بعد ) چنان كه نوشته‌اند در اين قضيّه دست داشته زيرا خسرو ميخواسته مردان شاه پسر كوچك خود را كه از شيرين - زن سريانى