تاريخ دستخط مشروطيت در هجدهم بود ولى محض اينكه مطابق باشد با روز تولد شاهنشاه ، تاريخ آن را در چهاردهم نوشتند « 1 » .
مرحوم مستوفى آرد :
« مشير الملك و برادرش مؤتمن الملك از راه تدارك لوايح قانون اساسى و متمم آن خيلى به پيشرفت مشروطه كمك كردند ، شايد اگر اين دو پسر نبودند همان آزادىطلبهاى دو آتشه هم نميدانستند چه بايد كرد « 2 » .
و مرحوم هدايت گويد :
« صنيع الدوله ، محتشم السلطنه ، ميرزا حسنخان و ميرزا حسين خان پسران ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله و من بنده در 21 ج 2 1324 از طرف مشير الدوله دعوت شده براى تنظيم نظامنامه در رستم آباد نشستيم ، نظر بمقتضيات وقت صلاح را در انتخابات طبقاتى ديديم و مدلول دستخط هم همين بود « 3 » » .
در همين ايام محمد على شاه نيز به تهران آمده بود و مشير الدوله و پسران در ملاقاتهاى با وليعهد و اعضاء مجلسين قانون اساسى را كه « مرحوم ميرزا نصر اللّه خان در مرض موت بامضاى شاهانه رسانيده بود » « 4 » به امضاى محمد على شاه مغرور و جوان نيز رسانيدند .
مشير الدوله و قرارداد 1907
با فوت مظفر الدين شاه ، تاجگذارى محمد عليشاه بدست نصر اللّه خان مشير الدوله آنطور كه گفتيم صورت گرفت و :
بتوقيع برزد به عون الهى * محمد على خاتم پادشاهى
حسن خان مشير الملك ، براى اعلام مراسم تاجگذارى پادشاه جديد به كشورهاى اروپائى سفر كرد ، او در ماه رجب 1325 در كابينهء مشير السلطنه بوزارت عدليه منصوب شده بود . بقول مستوفى :
« ماه دوم بهار [ 1325 ] رسيد ، رفتن مشير الملك به سفارتهاى فوق العاده [ براى اعلام تاجگذارى ] سرگرفت » « 5 » . مرحوم مستوفى نيز درين سفر بهمراه مشير الدوله بود ، ابتدا به روسيه رفتند و سپس ببرلن و از آنجا بلندن .
در انگلستان مشير الملك با سرادواردگرى وزير خارجهء انگليس ملاقات كرد . در همين ايام بود كه قرارداد 1907 معروف بين روسيه و انگلستان در باب تقسيم ايران به دو منطقهء نفوذ در شرف تكوين بود .
توضيح آنكه بر اثر بهم خوردن موازنهء سياسى بين كشورهاى اروپائى و قوى شدن اتحاد دولتهاى آلمان و اطريش و ايتاليا ، فرانسه بفكر افتاد كه بين روسيه و انگلستان قرارداد مودتى پيش آورد كه خود نيز از آن طرفى بربندد ، بدينجهت در سال 1906 موقعى كه در الجزاير يك كنفرانس بين المللى منعقد بود ، در اوقات غير رسمى فاصلهء بين جلسات ، ميان نمايندگان
هامش
( 1 ) - تاريخ بيدارى ايرانيان ص 466 و 479 و 480 و 482
( 2 ) - زندگانى من ج 2 ، ص 328
( 3 ) - گزارش ايران ، بخش 4 ، ص 10
( 4 ) - تاريخ بيدارى ايرانيان ص 102
( 5 ) - زندگانى من ج 2 ص 277 .