تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة مقدمه 142

مساهمون:

صمقدمه ١٤٢
مركزيّت شديد را بپذيرند اين بود كه بمحض تصادم بين ارشك و والى سلوكي در پارت پارتيها قيام دليرانه نموده دشمنان خود را از ايران اخراج و بعد با همان طرز حكومت آريانى در مدّت پنج قرن در ايران و جاهاى ديگر حكمرانى كردند

باب چهارم دورهء پارتيها

فصل اول پارتيها و شاهان اشكانى

پارت يعني خراسان كنونى

راجع به نژاد پارتيها مدّتها بين مورّخين و محقّقين اختلاف بود بعضى آنها را از نژاد آريانى ميدانستند و برخى از نژاد اصفر ( چيني و مغول ) و عدّه‌اى هم از اختلاط هردو و ليكن پس از غور در زبان و عادات و اخلاق آنها اين عقيده كاملا قوّت يافته كه پارتيها از آريانهاى ايرانى بوده‌اند ولى از جهة همجوارى با سكها عادات و اخلاق و مذهب اينها در آنها اثر كرده بود توضيح آنكه قسمتى از سكها موسوم به عشيره داه در زمان قديم اراضى بين گركان و كراسنوودسك « 1 » امروزى را اشغال كرده بود و به همين جهة اين صفحه را دهستان مىناميدند بعدها بواسطه مجاورت پارتيها با اين مردم بين آنها اختلاطى حاصل شد و از عشيره داه طايفه اپارنى ممتاز گرديد و دودمان اشكانى از اين طايفه بيرون آمد بنا - براين نژاد اشكانيان به سكاها ميرسيد و ليكن از جهت توطّن طولانى در ايران اشكانيان نيز ايرانى شده بودند از آنچه گفته شد روشن است كه نميتوان اشكانيان را مردم يا سلسله خارجي پنداشت بعضى از نويسندگان
هامش
( 1 ) -KRASNOWODSKدر كنار جنوب شرقى بحر خزر است