و شهزادگان و امرا و نوينان منطقهء بندگى بر ميان جان بسته ، و هريك در مقام خود قرار و آرام گرفته ، و بلوك بلوك امرا و سلاطين و ملوك و مستخدمان مملوك به هردو قدم بندهوار ايستاده ، و از اطراف و جوانب صفها كشيده و ملك را به مكان او خجستگى و مبارك باد گفتند .
بيت
ايستاده از پى تمكين جاه و قوت جان * خسروان نامدار و شاهدان دلرباى
هم نهاده بر زمين چاكرى شاهان جبين * هم ستاده در مقام بندگى خوبان به پاى
گوييا حضرت با نصرت آن روز جنّتى بود مشحون به لذايذ مشتهيات حور و قصور و ولدان و غلمان و انهار و اشجار و انوار و اثمار مركّبات نبات ، بر مركب وجود در ميدان شهود در جولان ظهور آورده و خوى ( ؟ ) 35 نشو و نما در طرد و ناورد آمده ، از شجر گل نمود و از ثمر مل خويد . حلّهء سبز بهشتيان پوشيده و كله بدست سگ بند داده و طغراى
« فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها »
36 بر كشيده .
و چون سلطان بر فطرت نخستين و عقيدت آباء و اجداد پيشين نشو و نماء شرك يافته بود بعد از مسجود اصنام و معبود اوثان به وحدانيت معبود به حق و فردا نيّت و صمدانيّت مسجود مطلق اقرار كرد ، و به احسن عبادات و ارفع صدقات و احسان و اكرام كه اعاظم قربات و اكارم خدماتست ، به حضرت حق تقرب جست . و چون از ارتكاب مناهى و اقتراب معاصى و ملاهى مجتنب و محترز بود به موافقت امرا و مقرّبان حضرت و خواصّ ايناقان به شرب قميز 37 [ و ] ايران تمسّكى مىنمود و زبان ايّام از ذوق و شوق اين ابيات مىخواند .
بيت
بزم تو بهارخانهء گردون باد * نوروز به فرّ طلعتت ميمون باد
با نور ده آن دم كه قدح كردى نوش ( ؟ ) * شد چرخ دو تا و گفت روز افزون باد