تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
آنها منسلك بود بعضى از فضلاى فضول مدرسه كه هميشه صباى محبت در گردش است و نسيم فرح‌بخش آزادى بر تمام جان اين دانشمندان در وزش . خان را يا جهان را عادت ديرينه اين است كه با آزادگان دايم بكين است بارى دست نااهلى سنگ تفرقه در ميان جماعت اهل دل انداخت و صهباى روح‌فزاى آنان را چون دل بىكينه آنها درهم شكست غفلتا جماعتى از طلاب علوم دينيه بر سر آنها تاخته و غلغله وحشت و فرياد بيعت در ميان آنها انداختند ميرزاى حكيم فورا خود را از ايوان مشرف بباغ فتح‌آباد به زير انداخته و فرار نمود ديگران هم هريك از دايره جمع به جائى رفتند ولى توجه واردين فقط به خود ميرزاى حكيم بوده و اعتنائى به ديگران نكردند لهذا او را گرفتار نموده و به همان رسم متداول كه طلاب مست و مقصر شرعى را ميبردند و فراشهاى ديوان مقصر عرفى را عمامه از سرش برداشتند و جيب و بغلش را خالى كردند با سر و پاى برهنه چندين نفر به او آويخته هريك از يك گوشهء بدن يا لباس او را چسبيده به خانه حضرت حجت الاسلام بردند شيخ دنباله پاورقى
هامش
سالى هفتاد هزار تومان بدولت ماليات مىداده و عدد آباديها و خانه‌ها و ميزان نقدينه او را هيچكس جز خود او نميدانسته و گفته شده است كه ثروت هيچيك از علماى اماميه تا آن زمان به قدر او نبوده و در باب تمول و ثروت او روايات مختلف و افسانه هاى عجيب و غريب بر سر زبان مردم هم عصر او جارى بوده است . از جمله دارائى مرحوم سيد كتابخانه معتبر او را نام مىبرند به همان اندازه كه او به جمع مال علاقمند بود به تحصيل كتب نفيس و زياد نيز زياد عشق و علاقه مى ورزيد و در خريد و جمع كتب از هيچگونه خرجى خوددارى نداشت و كتابخانه او در آن عصر در داشتن نسخه‌هاى عزيز و قيمتى بىنظير بشمار ميرفت و خود او مدعى بود كه هيچ كتابى نيست كه او از آن نسخه‌اى نداشته باشد و در آن عصر بيش از پنجاه هزار تومان ارزش داشته و پس از وفات او حاج سيد اسد اللّه يكى از فرزندانش فقط به تملك كتابخانه پدر قناعت ورزيد و ساير ماترك را براى ورثه ديگر گذاشت .
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى ) — صفحة 202 | احمد مجد الاسلام كرمانى / محمود خليل پور