ذكر وقايع سنهء نهصد و سى و پنج هجرى [ موافق سال نهصد و سى و پنجم از رحلت خير البشر ] « 1 »
در اين سال آنچه در ايران سانح شد اين است كه چون شاه طهماسب ، زنيش بهادر را به قتل آورده به حدود جام آمد ، عبيد اللّه خان در هرى طاقت توقف نياورده و به مرو رفت و به جميع خوانين و سلاطين اوزبك كس فرستاد . از تاشكند خبر براق خان ، پسر سونجك خان و از سمرقند و ميان كال كوچونچى خان و ابو سعيد سلطان و پولاد سلطان و پسران جانى بيگ خان و از حصار پسران حمزه سلطان و از بلخ كسكن قراسلطان با لشكرهاى خود به مرو آمده به او ملحق شدند و سپاهى از حساب و شمار بيرون جمع آمد . و شاه طهماسب چون از جمعيت مخالف آگاه شد ، با آنكه سپاه مخالف از صد و بيست هزار افزون بود ، با چهل هزار سوار افزون به عزيمت جنگ پاى در ركاب آورد .
و روز شنبه يازدهم محرم اين سال در روز ابار جام اتفاق مصاف افتاد . و از اول صباح تا محل غروب هردو لشكر به حرب و ضرب مشغول بودند و اكثر لشكر قزلباش طاقت نياورده فرار نمودند . و اوزبكان به تاراج مشغول گشتند . اما شاه طهماسب به اندك مايه مردم به جاى خود پاى ثبات فشرد . و چون ميدان خالى شد ، علم عبيد الله خان به نظر لشكر قزلباش درآمد .
و شخصى خراسانى كه روز پيش از اردوى اوزبك جدا شده به ملازمت شاه آمده بود ، معروض داشت كه « اين علم عبيد الله خان است . » با همان قليل مردم كه همراه داشت فدايىوار بر قلب او حمله برد و اوزبكان طاقت نياورده فرار نمودند . و بسيارى از مردم عبيد الله خان به قتل رسيدند .
هامش
( 1 ) . نسخ بياض است . حاشيهء ق : 935 .