ذكر وقايع سنهء احدى و ستّين و سبعمائه از هجرت [ موافق سال هفتصد و پنجاه و يكم از رحلت خير البشر « 1 » ]
در اين وقت ذكر بعضى از حالات كه موقوف عليه بعضى از حكايات است ذكر بايد نمود ، بنابراين در آن شروع مىنمايد . به وقت قرب كليهء چنگيزيان كه اكثر معمورهء عالم بر هم خورده بود ، اردشير نامى از نسل ملوك عجم بر مازندران استيلا يافت و هفت نفر از فرزندانش حكومت گاه باستقلال و گاه به تبعيت امراى چنگيز خانى نمودند ، به اين ترتيب : اردشير دوازده سال حكومت كرد ، بعد از وى پسرش ، شمس الملوك محمد هيجده سال والى مغولان بود ، او را كشتند . بعلى ابن اردشير يك سال حكومت كرد و درگذشت .
سوّم « 2 » ، يزدجرد بن شهريار بن اردشير . چهارم « 3 » ، نصير الدوله شهريار . پنجم « 4 » ، شاه كيخسرو .
ششم ، شرف الملك . هفتم ، فخر الدوله حسن . و قصر امير مسعود سربداران در زمان حكومت او واقع شد .
و موافق آنچه صاحب تاريخ مصر نوشته ، در اين وقت در مازندران طاعونى عظيم شد و تمام مردم كه لايق و وارث حكومت بودند هلاك شدند و بجز فخر الدوله و بعضى طفلان كسى ديگر نمانده و حسن به تحريك فتنهانگيزان كياجلال را كه از اعيان ملكش بود ، به قتل رسانيد و به اين واسطه خرابى بسيار به احوال مازندران راه يافت . و كيا افراسياب جلالى كه خواهرش در حبالهء نكاح حسن بود ، صاحب اختيار ملك و مال شد و خواهر افراسياب از
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر .
( 2 ) . م : سه سال .
( 3 ) . م : چهار سال .
( 4 ) . م : پنج سال .