تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4609

مساهمون:

ص٤٦٠٩
ابو يزيد را بر تخت نشانيده شاه يحيى لشكركش باشد . يكى از آن طايفه صورت واقعه را معروض شاه شجاع نمود و او را به قلعهء جهرم و از آنجا بىحضور به قلعهء بم بردند و در آنجا فوت شد . « 1 » و ازو چهار پسر ماند : شاه شجاع و محمود و احمد و بايزيد . « 2 »
هامش
( 1 ) . خواند مير در پايان روايت اين قول دو بيت زير را نيز آورده است :يك چند شكوه همّتش پيل كشيد * يك چند سپه ز هند تا نيل كشيد پيمانهء دولتش چو شد مالامال * هم ، روشنى چشم خودش ميل كشيدبنابه تصريح خواند مير ، پس از فوت ، پيكر وى را به ميبد بردند و در مدرسهء مظفريه كه از مستحدّثات خودش بود ، دفن كردند . - روضة الصفا ، ج 4 ، ص 508 . و حافظ را قلعه‌اى است كه در آن بيتى است شبيه به اين موضوع :آنكه روشنى بد جهان بينش به دو * ميل در چشم جهان بينش كشيد( 2 ) . جامع التواريخ حسنى : « پنج پسر و سه دختر داشت : شاه شجاع و شاه محمود و سلطان احمد ، يك دختر از خان قتلغ مخدومشاه ، شاه مظفر و خانزاده سلطان از زنى ديگر . سلطان بايزيد از خان‌زاده بديع الجمال » - توضيح باستانى پاريزى بر تاريخ كرمان ، ج 1 ، ص 89 . نيز رك : تاريخ عصر حافظ ، ص 161 .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4609 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى