يادداشتها و حواشى رابينو
« 1 » فرشوادگر بايد با كلمهء پرخواتراس « 1 » كه استرابن ذكر نموده است يكى باشد . استرابن در جغرافياى خود ( كتاب يازدهم فصل هشتم ) بعد از وصف سلسله جبالى كه يونانىها توروس مىناميدند ( كوههاى آغرى طاغ ) مينويسد :
« نواحى شمالى اين رشته جبال را اقوام گله « 2 » و كدوسى « 3 » ( قادوش ) و امردى « 4 » كه سابقا ذكر شد و همچنين بعضى از قبايل گرگانى متصرفاند . از آنجا ببعد رو بمشرق و جيحون ( اكوس ) « 5 » كه برويم بقوم پرثو ( پهلوىها ) برميخوريم و سپس قوم مرغيانى « 6 » سپس ناحيهء بيابانى است كه رودخانهء سرنيوس آن را از گرگان جدا ميسازد . اين رشته كوه كه از خاك ارمنستان تا اين حدود تا نزديكى آن امتداد دارد موسوم است به پرخواتراس » .
« 2 » بگفتهء ياقوت حموى طبرستان از تميشه يعنى شش فرسخى مشرق سارى تا ديلم امتداد داشته و نهرهاى ناتل در پانزده فرسخى آمل و چالوس و كلاروپى و سعيد آباد و رويان در ديلم بوده .
« 3 » استعمال محدود و معين نام مازندران را ظهير الدين نيك معلوم داشته در آنجا كه ميگويد شاه غازى رستم ( قرن 6 هجرى ) ازگيل و ديلمان و رويان و
هامش
( 1 ) -Parachoathras( 2 ) -Gelae( 3 ) -Cadusii( 4 ) -Amardi( 5 ) -Ochus( 6 ) -Margian