فرمان وى درآمد . وقتى كه دختر مير عبد اللّه خان ملكهء ايران « 1 » شد سلطان مراد را به قزوين فراخواند . او از آمدن امتناع نمود و به قلعهء فيروز شاه پناهنده شد .
مأموران شاه كه براى محاصرهء قلعه اعزام شده بودند به او اطمينان دادند كه قصد كشتن او در ميان نيست . در نتيجه قبول كرد كه به قزوين برود ولى مأموران ملكه با خيانت تمام او را بقتل رسانيدند . محمد بن سلطان مراد را ما فقط بوسيلهء نامهاى كه به ملكهء ايران از قلعهاى كه به آنجا پناهنده شده بود نوشته ، مىشناسيم .
درين نامه از ملكه استدعا مىكند كه او را بقصاص خون پدر ( كه گفتهاند بامر سلطان مراد كشته شد ) نابود نكند . زيرا در موقع وقوع آن پيشآمد او كودكى بيش نبوده . مير على خان بن سلطان محمود بن عبد الكريم عموى ملكه بعد از مرگ ميرزا خان بن على خان از طرف ملكه بحكومت مازندران منصوب گرديد . پس از وفاتش در جوانى دورهاى پرهرجومرج در مازندران پيدا شد . مير مراد بن سلطان محمود ( ميرزا خان ) در سال 690 هجرى قمرى 1582 مسيحى حاكم مازندران بود .
15 - آل روزافزون
آقا رستم حاكم مستقل سوادكوه 897 - 917 ه . ، آقا محمد بن رستم 917 - 923 ه .
16 - ديو
ميرك ديو وكيل سلطان حسين ميرزا صفوى حاكم مازندران در زمان شاه طهماسب اول بود كه بامر شاهزادهء مزبور بقتل رسيد ولى خود او نيز بواسطهء اغتشاشاتى كه پديد آمده بود ناگزير شد مازندران را بىدرنگ بعد از مرگ پادشاه ترك گويد .
شمس الدين ديو كه بواسطهء مجاهدتهاى او پس از مرگ شاه طهماسب تمام مازندران زير فرمان ميرزا خان درآمد . الوند ديو حاكم سوادكوه و قسمتى از مازندران كه به
هامش
( 1 ) - مقصود از ملكه همانا ملكهء مادر شاه عباس است . ( مترجم )