تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
يادداشتهاى مربوط به لهجهء استانهاى ساحلى درياى خزر و هنر كنده‌كارى روى چوب در گيلان و مازندران ( از قرن 15 تا 18 ميلادى - 9 تا 11 هجرى ) كه از لحاظ فقر مطالب قابل چاپ نبود . خودم به نقائصى كه درين كتاب موجودست واقفم . اما مطمئن هستم كه ادامهء اين كار موجب تسهيل كار كسانى مىشود كه ميخواهند دربارهء استانهاى ساحلى درياى خزر اطلاعات خود را توسعه دهند . هنوز ميتوان بسيارى اطلاعات از محل و نيز از منابع گم شده‌اى كه مورخان ايرانى « 1 » به آن اشاره كرده‌اند اگر پيدا شوند گردآورى كرد . من بسيار سپاسگزار از پرفسور ا . ج . براون « 2 » هستم كه نه تنها پيشنهادهاى پرارزشى كردند بلكه ياريهاى بىدريغ در تصحيح نمونه‌هاى آخر نمودند . دكتر نيكلسن « 3 » نيز با كمال لطف بهنگام بيمارى پرفسور براون كه از ادامهء كار باز ماند ، تا پايان چاپ در كارها نظارت كرد . آقاى گ . ه . سلوس « 4 » كنسول اعليحضرت پادشاه انگليس در كازابلانكا متن اصلى را پيش از آخرين اصلاح مورد تجديد نظر قرار دادند و نيز از م . ف . فن شتال « 5 » و ناشران آثار او كه اجازه دادند از مطالعات ايشان كه نتايج آن در كتاب
( George . MitteiIungen )
پيترمان « 6 » چاپ شده برخوردار شوم ، سپاسگزارم . متن كتيبه‌هايى كه در پايان كتاب نقل شده است شامل كتيبه‌هاى گيلان
هامش
بارهء جانوران شمال ايران( Contribution a l'etude de la Faune de Nord )و كشت گياهان مورد استفاده در نساجى ( پنبه و كنف و غيره )( Culture des Plantes textIles )و مقاله‌اى دربارهء گياهان شمال ايران ( شامل گياهان قابل كشت و سبزيجات و حبوبات و غيره )( Contribution a l , etude de la Flore du Nord ). مقالهء اخير مهمترين اين رشته مقالات است . زيراكه شامل هزار نوع گياه با نامهاى لاتينى و فارسى و لهجهء محلى و مورد استفادهء صنعتى و پزشكى آنها بود . ( 1 ) - منابع تاريخى مازندران كه بنام ( باوندنامه ) و ( تاريخ گاوباره ) ابو الحسن محمد اليزدادى و كتاب ( فتوح جبال طبرستان ) ابو الحسن على بن محمد المدائينى و ( تاريخ طبرستان ) مولانا اولياء اللّه آملى و ( تاريخ طبرستان ) على بن جمال الدين بن على بن محمود النجيبى الرويانى . از تواريخ استراباد و گرگان در حاشيه 99 نام برده شده است . ( 2 ) -E . G . Browne. ( 3 ) -Dr . Nichoson. ( 4 ) -G . H . Selous. ( 5 ) -M . F . vonStahl. ( 6 ) -Petermann.